close
تبلیغات در اینترنت

مرجع دانلود - 5


جستجوگر پيشرفته سايت





"_به دوست پسرم چي بگم


آیا به پسری علاقه مند هستید اما مطمئن نیستید که این او هم شما را دوست دارد یا نه؟ احساس می‌کنید به شما توجه دارد اما دقیقاً نمی دانید که این احساس واقعی است یا زاییده خیالاتتان؟ از کجا بفهمیم پسری دوستمان دارد ؟ چگونه بفهمیم پسری دوستمان دارد یا دارد ما را بازی می دهد؟
اگر به این فکر می کنید که پسر مورد نظرتان به شما علاقه دارد یا نه، خواندن این مقاله را از دست ندهید. در این مقاله می خواهم علائمی که نشان می دهد یک پسر عاشق شما است یا نه را آموزش دهم.
از کجا بفهمیم پسری دوستمان دارد
۱- اگر پسری شما را دوست داشته باشد به علایق و خواسته های شما توجه زیادی نشان می دهد. او دوست دارد بداند که شما به چه چیزهایی علاقه دارید و از چه چیزهایی بدتان می آید. وقتی علاقه مندی هایتان برای پسر مهم باشد و به دنبال جمع آوری این اطلاعات در مورد شما باشد یعنی واقعا دوستتان دارد.
جمع آوری این اطلاعات به دو صورت است:
مستقیم: گاهی در صحبت ها از موضوعات مورد علاقه تان سوال می کند یا ممکن است از شما بپرسد که از زندگی تان چه می خواهید و چه آرزوهایی دارید.
غیر مستقیم: از دوستان و اطرافیانتان بدون این که شما مطلع شوید درباره علاقه مندی های شما سوال می کند.
۲- وقتی فهمید به چه چیزهایی علاقه دارید یکدفعه علایق خود را به سمت و سوی چیزهایی که شما دوست دارید تغییر می دهد. مسائلی که قبلاً برایش هیچ جاذبه ای نداشتند اما چون مورد علاقه شماست را دوست دارد امتحان کند. مثلاً علاقه مند شدن و خوردن غذای خاصی که شما دوست دارید. گاهی هم سعی می کند درباره موضوعات مورد علاقه شما صحبت کند تا از این طریق بتواند دل شما را بیشتر به دست بیاورد.
از کجا بفهمیم پسری دوستمان دارد
۳- اگر پسری از ته قلب به شما علاقه داشته باشد دوست دارد زمان زیادی را با هم سپری کنید. هر چقدر هم که سرش شلوغ باشد اما باز هم زمانی را برای بودن در کنار شما در نظر می گیرد. برای باهم بودن لازم نیست حتما دلیل و یا برنامه ای وجود داشته باشد اگر از دیدن شما واقعا خوشحال می شود یعنی خیلی دوستتان دارد.
مثلا اگر مجبور است که به سفر کاری برود قبل از رفتن به شما زنگ می زند و می خواهد حتما شما را ببیند. یا اگر از او بخواهید برایتان کاری انجام دهد با اینکه سرش شلوغ است و زمان خالی ندارد اما برنامه آن روز را به نحوی تغییر می دهد که حتماً به کار شما را انجام دهد.
۴- پسری که از صمیم قلب به شما علاقه مند است شما را به دوستان و حتی خانواده اش معرفی می کند و البته این کار را با افتخار انجام می دهد. اگر مدتی است که با پسری آشنا شدید اما هنوز وجود شما را از همه مخفی می کند و وقتی به او می گویید که چرا به خانواده ات نمی گویی دلیل موجه و قانع کننده ای نمی یابید، زنگ خطری برای شماست. چون ممکن است شما را برای هوا و هوس چند روز خوشگذرانی خود بخواهد.
از کجا بفهمیم پسری دوستمان دارد
۵- در فکر ازدواج با شماست .وقتی پسر شما را دوست داشته باشد برای ازدواج پیش‌قدم می شود. اگر هر موقع حرف از ازدواج به میان می آید بحث را عوض می کند یا از جواب دادن طفره می رود و یا بهانه های بیهوده می آورد و ازدواج را به تاخیر می اندازد، باید به علاقه او شک کنید. زیرا پسری که شما را دوست داشته باشد به خاطر ترس از دست دادن شما فوراً پیشقدم می شود.
شما می توانید او را امتحان کنید مثلاً به او بگویید خواستگاری زنگ زده که سمج است و می خواهد هر چه زودتر به او جواب دهم. از او بخواهید هر چه سریع تر تکلیفتان را روشن کند. اگر به فکر آمدن به خواستگاری شما افتاد که خیلی خوب است اما اگر باز هم طفره رفت باید به عشق او شک کنید.

به دوست پسرم چی بگم

۱- درباره موضوعاتی که طرف مقابلتان به آنها علاقه مند است حرف بزنید و او را تشویق کنید در مورد خودش و کارهایش با شما حرف بزند. از او سوالاتی بپرسید که می دانید از جواب دادن به آنها لذت می برد.

هیچگاه صحبت های خود را در مورد مطالبی که با او اختلاف نظر دارید شروع نکنید که با این کار وجه خود را در مقابل او خدشه دار می کنید.

بعد از کلی صحبت با سهیلا خانم و ارائه راهکارهایی فهمیدم آن پسر به ماشین، انواع مدل های آن و لوازم جانبی و … علاقه بسیاری دارد. به دختر خانم گفتم اطلاعات خود را در این زمینه بالا ببر تا بتوانی هم صحبت خوبی برای او باشی و از سوالاتی پیرامون این موضوع بپرسی. بعد از مدتی دختر به من مراجعه کرد و می گفت: باورتان نمی شود از وقتی درباره علایق او حرف می زنم انگار دلش می خواهد زمان بیشتری با هم باشیم و به تازگی او هم در مورد علاقمندی های من صحبت می کند.

۲- با دوست پسرم چه حرفی بزنم ؟ اخبار و موضوعات روز را دنبال کنید. به روزنامه‌ها و خبرها توجه کنید، همیشه یک چیز جالب برای شروع یک گفتگو در آنها وجود دارد. خواندن بعضی مطالب در کتابها هم می تواند موضوع صحبت خوبی باشد. البته در کنار این ها، موضوعات مربوط به بعضی از فیلم‌ها و سریال‌ها هم برای حرف زدن جالب هستند.

چگونه یک پسر را عاشق خود کنیم

۳- به دوست پسرم چی بگم ؟ به محیط اطراف خود توجه کنید. بد نیست کمی تمرکزتان را گسترده‌تر کنید، به اطرافتان نگاه کنید. گاهی چیزهای جالبی در محیط اطرافتان برای شروع گفتگو وجود دارد. مثلاً صدای موزیک ماشین در حال رد شدن، کتاب‌ها و فیلم‌های توی قفسه در یک مهمانی، لباس جالب یک نفر، همه موضوعات خوبی برای حرف زدن هستند. به اطراف نگاهی بیندازید. ببینید آیا چیزی هست که ارزش صحبت کردن داشته باشد یا نه.


چگونه پسری را جذب کنیم ؟ خیلی از مواقع در اطرافتان پسری را می بینید که آنقدر عاشق و دلباخته دوست دخترش شده است که به جز او به هیچ دختر دیگری فکر نمی کند و در آخر هم با هم ازدواج می کنند و شما پیش خود می گویید: ای کاش من هم می توانستم پسری را جذب کنم.

ممکن است پسر مورد علاقه تان را ماهها زیر نظر گرفته باشید و به او فکر کنید و به امید جذب پسر سعی و تلاش خود را می کنید با او ارتباطی دوستانه و صمیمی برقرار کنید اما عاقبت به آنچه می خواهید نمی رسید و او را از دست می دهید. چرا؟ چگونه یک پسر را جذب خود کنیم ؟

اگر دوست دارید یاد بگیرید « چگونه پسری را جذب کنیم » این تکنیک مهم را بخوانید. موفقیت در روابط و جذب پسر مورد علاقتان راه و روشی آموختنی دارد.

چگونه پسری را جذب کنیم

تکنیک جذب پسر : در ابتدای دوستی خود را به او نزدیک کنید، سپس سعی کنید او خودش را به شما نزدیک کند.

برای جذب پسر مورد علاقتان با این تکنیک باید این دو قدم را بردارید:

قدم اول برای جذب پسر : در ابتدای رابطه با پسر زیاد معاشرت کنید و همدیگر را ببینید. هر چه بیشتر با او ارتباط نزدیکی داشته باشید شما را بیشتر دوست خواهد داشت. تجربه ثابت کرده است که اگر با یک فرد خاص پی در پی رو به رو شوید نسبت به آن شخص علاقه مندتر می شوید.

[quote]دیوید لیدمن متخصص رفتارشناسی انسانها می گوید: هر چه بیشتر با شخصی ارتباط داشته باشید آن شخص شما را بیشتر دوست خواهد داشت.[/quote]

به همین دلیل اوایل آشنایی با پسر از اینکه غیر قابل دسترس، فراری و دور باشید، بپرهیزید. در عوض به دنبال بهانه های مختلف باشید که وقت خود را با او بگذرانید. مثلاً با او قرار بگذارید و سعی کنید در دیدارهایتان او را جذب خود کنید. از او درباره علاقه مندی هایش سوال کنید، حرف بزنید و کمتر از موضوعات مورد علاقه خود حرفی به میان بیاورید.

قدم دوم برای جذب پسر : بعد از این که اطمینان حاصل کردید که پسر هم جذب شما شده این قدم را بردارید. در این قدم دیگر نباید بیش از حد به پسر نزدیک شوید و همیشه کنارش باشید. همیشه در کنار هم بودن، باعث می شود حس قشنگ دلتنگی از بین برود و شما تکراری به نظر بیایید. همیشه در دسترس بودن شما سبب کاهش ارزش و شأن شما می شود. بنابراین بعد از مدتی باید دیدارهایتان را کم کنید و کم کم خود را کمی از او دور کنید.

اگر بتوانید این کار را انجام دهید، به شما تبریک می گویم زیرا شما قانون کمیابی را اجرا کردید.

بنابراین برای جذب پسر مورد علاقتان در ابتدا با او باشید و سپس کمیاب گردید، آنگاه مشاهده خواهید کرد محبوب تر می شوید.

چگونه یک پسر را جذب خود کنیم

در رابطه خود اعتدال را رعایت کنید. همیشه در دسترس پسر نباشید تا هر وقت خواست بتواند شما را ببیند یا بخواهد صحبت کند. ضرب المثلی هست که می گوید: گاهی دوری، دوستی می‌آورد.

زیاد در دست و پایش نباشید. یاد بگیرید كه گاهی جواب رد بدهید. مدام تلفن را در دست نگیرید که چکار می کنی، چکار می کنم، کجایی، کجایم، چطوری، چطورم و … .

دائماً به او زنگ نزنید تا گزارش کارهای روزانه به او بدهید. بعضی مواقع موبایلتان را خاموش کنید یا هر وقت تماس گرفت به گونه ای جواب ندهید که انگار منتظرش بودید. بلکه حتی گهگاه خیلی شتاب زده جواب دهید و بگویید: «کار دارم بگذار برای بعد». کنجکاوی پسر را تحریک کنید. اجازه دهید در ذهنش این سوال بوجود آید که چکار می کند که نمی تواند جواب دهد؟ هیچ وقت نباید طوری نشان دهید که انگار بیکار کنار تلفن نشسته‌اید و منتظر تماس او هستید، حتی اگر واقعاً اینطور باشد!

سر خود را شلوغ کنید، خودتان را تغییر دهید و تعجبش را جلب کنید، زندگی شما فقط حول او نمی چرخد. و به او نشان دهید که درگیر کارهای زیادی هستید. و خلاصه برای زندگیتان برنامه ریزی داشته باشید تا بیکار نباشید. در دسترسش نباشید. بگذارید دنبالتان بگردد و دلش برای شما تنگ شود و در این موقع است که او سعی می کند خودش را به شما نزدیک کند.

یکی از سوالاتی که معمولا برای دختر خانم ها پیش می آید این است که: چگونه با دوست پسرم ازدواج کنم

اگر شما از آن دسته از دخترانی هستید که مدتی است با پسری رابطه دارید اما دلتان می خواهد هر چه زودتر تکلیف خود را مشخص و این دوستی را به ازدواج تبدیل کنید به این نکات مهم توجه کنید.

چگونه با دوست پسرم ازدواج کنم

این ۴ نکته مهم را حتماً در ازدواج با دوست پسر خود در نظر بگیرید:

۱- هیچ گاه برای ازدواج به پسر فشار نیاورید. اصرار بیش از حد و عجله شما، جایگاه شما را در پیش چشم او پایین می‌آورد و حتی بعد از ازدواج با به وجود آمدن یک مشکل و گله و شکایت از سوی شما به راحتی می گوید: «خودت خواستی. من که اصراری به این ازدواج نداشتم.»

۲- به جای اینکه مدام از او بخواهید به خواستگاری تان بیاید، بفهمید به چه دلیل آمادگی ازدواج را ندارد. می‌توانید در این مورد با هم صحبت کنید و دلایلی که باعث عدم آمادگی او برای ازدواج می شوند را دریابید. شاید شما بتوانید به او در برطرف کردن‌شان کمک کنید و شاید این دلایل به شما برای صبر بیشتر انگیزه دهند.

چگونه با دوست پسرم ازدواج کنم ؟ فرض کنید پسر مورد علاقه تان به اتمام نرسیدن تحصیل، رفتن به خدمت سربازی یا مسائل مالی را دلیلی بر عدم آمادگی اش برای ازدواج عنوان می کند. شما باید با توجه به این مواردی که می گویم تصمیم بگیرید که آیا انتظار فایده ای دارد یا نه؟

چند سال دارید؟ آیا صبر کردن باعث می شود سن مناسب ازدواج را از دست بدهید؟

خواستگارانی خوب دارید یا نه؟ گاهی شما موارد مناسب زیادی را به خاطر پسر رد می کنید و بعد از چند سال می بیند که پسر به تعهدش که همان ازدواج با شما بوده عمل نمی کند و خیلی راحت قول و قرارهایش را به هم می زند. در اینجاست که شما افسوس سالهای برباد رفته و فرصت های طلایی که از دست دادید را می خورید.

چه مدت زمان از شما می خواهد که صبر کنید. آیا زمان زیادی است یا نه؟

مجموع این پاسخ ها به تصمیم گیری شما کمک می کند.

۳- اگر پسر از شما مهلتی برای رسیدن به خواسته هایش خواست و قرار بر این شد که بعد از تحقق برنامه‌هایش به خواستگاری‌تان بیاید، چاره‌ای جز انتظار ندارید. فقط سعی کنید با همفکری هم، پیش‌نیازهای رسیدن به این اهداف را مشخص کرده و مهلتی مشخص را تعیین کنید. در این مدت بهتر است میزان تلاش او برای تحقق وعده‌هایش را زیر ذره‌بین بگذارید.

۴- اگر بعد از مهلت تعیین شده باز هم بهانه ‌تراشی کرد و و دلایلی را مطرح کرد که از نظر شما و اطرافیان‌تان قابل ‌قبول نبودند، بدانید که شما در حال ازدست دادن فرصت خود برای ازدواج هستید و بیهوده به این ارتباط دل بسته‌اید.

در بیشتر مشاوره هایم با دخترانی رو به رو می شوم که از من می پرسند: « چگونه یک مرد را عاشق خود کنیم »

مثلاً یکی از مراجعینم تعریف می کرد: مدتی است که با مردی آشنا شدم. من او را خیلی دوست دارم و ایشان هم به من علاقه دارد اما هنوز خود را به طور کامل متعهد نکرده و تا به حال صحبتی از ازدواج به میان نیاورده است. احساس می کنم باید بیشتر از قبل او را عاشق و دلبسته خود کنم تا به هیچ کس جز من برای ازدواج فکر نکند.

اگر در فکر این هستید که خود را به مرد دلخواهتان نزدیکتر و رابطه تان را گرم تر و صمیمی تر کنید و دوستی تان را به ازدواج تبدیل کنید، به این نکته کاربردی و مهم خوب توجه کنید.

چگونه یک مرد را عاشق خود کنیم

یکی از راه های عاشق كردن مردان این است که مرد مورد علاقه تان را تایید و تحسین کنید.

خصوصیات خوب شخصیتی، رفتاری و موفقیت های مرد را نادیده نگیرید. هر شخصی درطول زندگی نیاز به تایید ویژگی های مثبتش و موفقیت هایش دارد. این نیاز مانند نیاز به غذا و استراحت مداوم است.

در پاسخ به سوال « چگونه یک مرد را عاشق خود کنیم » باید بگویم که به دنبال فرصت هایی برای تایید نامزدتان باشید. بدانید با اجرای این تکنیک مورد استقبال او قرار می گیرید و در پیش چشمانش عزیزتر خواهید شد.

بهترین تعریف برای تایید، ستایش است. هرگاه مرد را به خاطر کاری که انجام داده ستایش کنید اعتماد به نفس و انگیزه اش افزایش می یابد. اگر او به موفقیتی هر چند کوچک دست پیدا کرده، بی تفاوت و سرسری از آن نگذرید. هر کاری که از دستتان بر می آید انجام دهید تا به او بفهمانید موفقیت های او برای شما با ارزش و مهم است.

فرض کنید نامزدتان در حال راه اندازی کسب و کاری است. در طول این مدت سعی کنید مثل یک همراه و همدل در کنارش باشید در شکست ها و سختی ها او را دلداری دهید و در پیشرفت ها او را تحسین کنید و موفقیت هایش را جشن بگیرید.

پسری به من مراجعه کرده بود و تعریف می کرد: حدود یک سالی است با دختری آشنا شدم و قصد ازدواج با او را دارم. من خیلی او را دوست دارم اما او یک عیب بزرگ دارد که به تازگی فکر مرا به خود مشغول کرده است.

من ۶ ماه پیش کسب و کاری را راه اندازی کردم و خدا را شکر اوضاع خوب است. اما او در این مدت ۶ ماه از کارهایی که می کنم هیچ چیزی نمی پرسد. انگار برایش مهم نیست وقتی هم خودم از موفقیت هایم تعریف می کنم خیلی معمولی برخورد می کند و بعد بحث را به موضوعی دیگر که خود دوست دارد تغییر می دهد. من هر کاری می کنم برای آینده مان است. دوست دارم به من انگیزه و انرژی دهد و هنگامی که در کارم با مشکلی بر می خورم همراه و همدل من باشد اما متاسفانه این طور نیست.

اگر دختر این نکته طلایی را می دانست و در موفقیت ها نامزدش را تایید و تشویق می کرد. هیچگاه پسر از ازدواج با او دلسرد نمی شد. پس این تکنیک با ارزش می تواند پاسخ خوبی به سوال « چگونه یک مرد را عاشق خود کنیم » باشد.

آیا خواستگاری دختر از پسر درست است ؟ از قدیم تا به امروز رسم بوده که پسر از دختر خواستگاری کند. پسر به هر دختری که علاقه مند شود براحتی خواسته قلبی خود را مطرح می کند. اما خواستگاری دختر از پسر مقوله ای هست که در کشور ما چندان رایج نیست.

چرا یک پسر می تواند خیلی راحت از دختر مورد علاقه اش خواستگاری کند اما دختر نمی تواند؟

آیا با خواستگاری دختر از پسر موافقید ؟

خواستگاری دختر از پسر

اگر خواستگاری دختر از پسر به صورت پیشنهاد مستقیم باشد ممکن است آغازگر مشکلات دیگری در رابطه شود و بعدها هم در زندگی مشترک تاثیرات نامطلوبی بگذارد. بنابراین هیچ‌گاه رو در رو و مستقیم به پسر پیشنهاد ازدواج و این که به خواستگاری شما بیاید، ندهید.

حال باید چکار کرد ؟ چگونه از پسری خواستگاری کنیم ؟ اگر مدت زیادی صبر کرده اید اما خبری از خواستگاری پسر و پیشنهاد ازدواج نیست، بهتر است به صورت غیرمستقیم و نامحسوس خواسته تان را بیان کنید. یک پیشنهاد غیرمستقیم، می تواند تکلیف تان را تا حدی روشن کند.

چگونه از پسر خواستگاری کنیم ؟ اگر شما به صورت مستقیم از پسر خواستگاری کنید و پیشنهاد ازدواج دهید، معمولا عقب نشینی می کند و حالت دفاعی به خود می گیرد. او پیش خود خیال می کند که شما دختر جلف و سبکی هستید و یا بی شوهری شما را به دادن این پیشنهاد مجبور کرده است. بنابراین بهتر است ابتدا زمینه را مهیا کنید و کمی منتظر بمانید.

چگونه دختر از پسر خواستگاری کند ؟

نحوه و روش خواستگاری دختر از پسر : این سه تکنیک را برای خواستگاری از پسر به کار بگیرید. اگر این مراحل را با موفقیت طی کنید امکان خواستگاری پسر از شما چند برابر می شود.

۱- اول اینکه می توانید به پسر بگویید خواستگاری زنگ زده و پدر و مادر شما مصر برای ازدواج شما با او هستند، یا مدتی است خواستگاران زیادی زنگ زدند اما شما هر دفعه با بهانه های مختلف خواستگاران را رد می کنید. بعد از او بخواهید تکلیف شما را هر چه سریع تر روشن کند. با این حرف، اگر خواهان شما باشد از ترس از دست دادن شما و اینکه مبادا خانواده تان شما را به فرد دیگری بدهند فوراً بری خواستگاری اقدام می کند.

۲- دوم اینکه می توانید به ایده هایی که در زمینه ازدواج دارید اشاره کنید. مثلاً بگویید ارتباط هدفدار را می پسندید، خیلی با طولانی شدن زمان دوستی های قبل از ازدواج موافق نیستید، دوست ندارید هر روز با یک پسر باشید و … .

در این مورد صحبت کنید و به عکس العمل های او خوب توجه کنید. اگر پسر بعد از اینکه حرف های شما را شنید، صحبت را عوض کرد یا نشان داد که مخالف شما فکر می کند، بهتر است وقت خود را تلف نکنید.

۳- اگر فرد مورد اعتمادی و رازداری را می شناسید که با پسر رابطه خوبی دارد و از طرف دیگر شما می توانید حرف دلتان را به او بزنید، از او کمک بگیرید. مثلاً از آن فرد بخواهید به گونه ای که پسر متوجه نشود شما پشت این ماجرا هستید، با او صحبت کند و نظر او را در مورد شما جویا شود. اینکه آیا پسر قصد ازدواج با شما را دارد یا نه فقط برای خوش گذرانی و تفریح باشماست. بعد اگر نظر پسر نسبت به شما مثبت است او را تشویق به ازدواج کند.


ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که با دوست پسرتان قرار می گذارید اما موضوع برای حرف زدن با دوست پسر خود ندارید و نمی دانید چه حرف هایی با او بزنید.

قبل از ملاقات بارها از خود می پرسید: با دوست پسرم درباره چی حرف بزنم ؟

هنگامیکه کنار او می نشینید سکوتی بین شما حاکم است که آزارتان می دهد. در ذهنتان به دنبال موضوعی برای صحبت می گردید اما موضوع برای صحبت با دوست پسر خود پیدا نمی کنید.

اگر این اتفاق زیاد برایتان می افتد و این سکوت‌ها بیش از اندازه طول می‌کشند، بد نیست این راهکارها را برای یافتن موضوع برای حرف زدن با دوست پسر خود به کار بگیرید تا در نظر او دختری خوش صحبت و جذاب به نظر برسید.

موضوع برای حرف زدن با دوست پسر

۱- آدم‌ها همیشه دوست دارند که درمورد چیزهایی که دوست دارند حرف بزنند. پس درباره موضوعاتی که طرف مقابلتان به آنها علاقه مند است حرف بزنید و او را تشویق کنید در مورد خودش و کارهایش با شما حرف بزند.

هیچگاه صحبت های خود را در مورد مطالبی که با او اختلاف نظر دارید شروع نکنید که با این کار وجه خود را در مقابل او خدشه دار می کنید.

مطمئن باشید صحبت در مورد موضوعات مورد علاقه پسر خیلی بیشتر از آب‌و‌هوا یا هر بحث دیگری او را به هیجان خواهد آورد. ناراحت نباشید که مجبورید فقط گوش دهید. زیرا با این کار بیشتر از قبل دل او را به دست می اورید و حتی ممکن است کم کم به دانستن در مورد علایق شما روی آورد.

شاید بپرسید: با دوست پسرم راجع به چی حرف بزنم

به طور مثال در مورد خواننده و آهنگ ها، فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، غذاها و خوراکی هایی ها، کسب و کار و شغل موردعلاقه اش، سفرهایی که تاکنون رفته و … خلاصه به هر موضوعی که علاقه مند است صحبت کنید.

۲- برای فهمیدن علایق او می توانید از اطرافیان، دوستانش یا خود او به طور غیر مستقیم سوال کنید. با این کار می توانید موضوع واسه حرف زدن با دوست پسر خود بیابید.

۳- وقتی فهمیدید به چه چیزهایی علاقه دارد باید بعد درباره آن موضوعات تحقیق و مطالعه کنید تا آگاهی خود را در آن زمینه ها بالا ببرید و بتوانید به راحتی با او درباره آن موضوعات صحبت کنید. وقتی او ببیند مسائل مورد علاقه اش را از زبان شما می شنود، شما اطلاعات کافی در این زمینه دارید و با اشتیاق درباره آن صحبت می کنید، عشق او نسبت به شما چندین برابر خواهد شد به گونه ای که او شما را نیمه گمشده خود خواهد دید.

بازديد : 20 بار نظر دهيد! [ ]


]]]هدف گذاری در زندگی


هدف چیست ؟

هدف چیست ؟ داشتن هدف در زندگی چقدر مهم است؟ یک هدف چه ویژگی هایی دارد؟ تفاوت هدف با آروز چیست؟ یک هدف باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ چرا بعضی ها هدف ندارند؟ چگونه می‌ توانید هدفی را انتخاب كنید؟ بعد از آنكه هدف خود را انتخاب كردید، در ارتباط با آن باید چه كارهایی را انجام دهید؟ و… سوالات بی شماری که قصد دارم در این مقاله و مقالات بعدی به آن بپردازم تا شما دوستان عزیز بتوانید هدف خود را در زندگی مشخص کنید و به آنچه می خواهید برسید.

هدف چیست ؟

تعریف هدف : هدف خواسته دقیق و روشن و وضعیتی است كه می ‌خواهید در آینده داشته باشید که مدام ذهن شما را برای رسیدن به آن درگیر خود می کند. هدف، همان خواسته ای ‌است که می‌خواهید به آن برسید یعنی رسیدن به آن‌ چه می خواهید و می ‌توانید باشید. هدف همان تصاویر خوبی ‌است که در ذهن، از خود و زندگی آینده خود ساخته‌اید. هدف همان نتیجه ای ‌است که در اثر برنامه ریزی، تلاش و پشتکار شما به دست می ‌آید. رسیدن به هدف یعنی واقعیت بخشیدن به رویاها.

اگر شما وارد یک آژانس هواپیمایی شوید و از آنها بخواهید برای شما بلیط صادر کنند اما مقصد را ندانید هیچ گاه این کار را نمی کنند چون مقصد و هدف شما مشخص نیست هدف باید دقیقاً مشخص باشد که شما در چه تاریخی به چه کشوری می خواهید سفر کنید.

چرا داشتن هدف در زندگی این قدر مهم است؟

داشتن هدف ضروری است چون حرکت بدون هدف معنایی ندارد. اگر هدف نداشته باشید مگر مهم است به کدام سمت بروید. اصلاً چرا باید بدون هدف حرکت کنید؟ وقتی هدف ندارید در چه راهی قدم خواهید گذاشت؟ مگر فرقی هم می‌ کند که در چه راهی قدم بگذارید؟ اگر هدف نداشته باشید تمام عمرتان را صرف رویا‌پرداز‌ی‌ های بیهوده خواهید کرد.

شما باید به این سوالات مهم در زندگیتان جواب دهید: هدف من چیست؟ من چه اهداف کوچک و بزرگی در زندگی دارم؟ به کدام یک از هدف هایم رسیدم و به کدام نرسیده ام؟ چرا به بعضی هدف هایم نرسیده ام؟ آیا به خاطر سهل انگاری من بوده است؟ چگونه به اهدافم در آینده برسم؟ چگونه برنامه ریزی کنم؟ و …

یک کشتی را در دریا در نظر بگیرید اگر این کشتی مقصد مشخصی داشته باشد و بداند به کدام سمت می خواهد برود دقیقاً به همان سمتی که می خواهد، حرکت می کند. حتی اگر بادهایی مخالف جهت حرکت آن بوزند کشتی همچنان به راه خود ادامه می دهد، چرا؟ زیرا مقصد از قبل مشخص است. اما اگر یک کشتی بدون مقصد خاصی در دریا به راه بیفتد بادها آن را به هر سمتی و سویی که بخواهند می کشانند و اختیار کشتی به دست بادهای دریا می افتند.

این مثال در مورد آدم ها هم همین طور است. خیلی افراد بدون هیچ هدفی زندگی می کنند و اگر از آنها بپرسید برنامه فردایشان چیست، می گویند: نمی دانم، حالا تا فردا خدا بزرگه، اصلاً تا فردا کی مرده کی زنده. یا اگر بپرسید بعد از اتمام تحصیلات می خواهید چکاری را شروع کنید می گویند: هر کاری پیش بیاد، باید ببینم چی میشه.

عزیزان این را بدانید اگر نتوانید وضعیت خود را در آینده مشخص كنید،‌ ناچار محیط اطرافتان، وضعیت را به شما تحمیل می‌ كند و مثل کشتی بدون مقصدی می شوید که در دریای پر تلاطم اختیارش به دست بادهای موافق و مخالف می افتد پس چه بهتر كه بدانیم هدف ما چیست ؟

هدف خود را معلوم كنیم و به سمتش در حركت باشیم. داشتن اهداف دقیق، روشن و از پیش تعیین شده برای رسیدن به موفقیت ضروری است.

طبق تحقیقات دانشگاه استنفورد ، ۹۷ درصد مردم جهان در زندگی خود هدف مشخص و روشنی ندارند و تنها ۳ درصد از مردم می دانند که دقیقاً از زندگی چه می خواهند. درنتیجه زندگی آنها هیچ معنا و مفهوم واقعی ندارد و با حس عدم قطعیت درمورد آینده همراه است. اصولاً همه مردم کار و فعالیت می کنند اما نمی دانند هدف چیست ؟ زمانی که از آنها بپرسید که از زندگی چه می خواهند و یا هدف آنها در زندگی چیست جواب اکثرشان این است که «اِ اِ اِ نمی دونم» یا «باید راجع بهش فکر کنم» این افراد هرگز به جایگاهی که باید برسند و لیاقتش را دارند نمی رسند.

واقعیت این است که بیشتر مردم هدف زندگی خودشان را نمی دانند. به همین دلیل زندگیشان با شانس و تصادف پیش می رود، به چیزهایی می رسند که برایشان اتفاق بیفتد به جای اینکه خودشان آن اتفاق ها را ایجاد کنند.

تعیین هدف به افراد کمک می کند مطمئن شوند اعمالی که روزانه انجام می دهند به آنچه که نهایتاً در زندگی خود می خواهند منتهی می شود. این باعث می شود بتوانند سرنوشت زندگیشان را خود رقم بزنند.

فواید داشتن هدف چیست

در این مقاله می خواهم چند کلمه ای در مورد فواید داشتن هدف در زندگی و اینکه چگونه هدف داشته باشیم با شما صحبت کنم. دوستان شما از کدام تیپ آدم ها هستید از آنهایی که در زندگی هدف مشخصی دارند یا از آنهایی که هر کاری را بدون هدف و هر چه پیش آید خوش آید انجام می دهند هستید. ویژگی مشترک تمام انسان های موفق داشتن هدف هایی مشخص و روشن بوده است. در واقع چیزی که افراد را از یکدیگر متمایز می کند در نگاه اول داشتن یا نداشتن هدف است.

و اما چگونه هدف داشته باشیم ؟ داشتن هدف چه ضرورتی دارد؟ چگونه می توان هدفی را تعیین کنیم؟ بعد از آنکه هدف خودرا انتخاب کردیم، درارتباط با آن لازم است چه کارهایی انجام دهیم؟  اگر نتوانیم وضعیت خود را در آینده تعیین کنیم، به ناچارمحیط پیرامون، وضعیتی را به ما تحمیل می کند. برای همین است افرادی که هدف ندارند نمی دانند که به کدام جهت بروند و به ناچارهر آنچه که برایشان پیش می آید را باید بپذیرند.

فواید داشتن هدف :

  • داشتن هدف به انسان اعتماد به نفس، انگیزه وعشق به زندگی می دهد.
  • انسان هدفمند پویا و فعال است و کمتر به دنبال افکار منفی است.
  • با داشتن هدف است که انسانها می توانند به جاهای بزرگ برسند.
  • یکی از رموز موفقیت انسان داشتن هدف در زندگی است. داشتن هدف است که انسان های بزرگ را از دیگران متمایز می کند و گرنه هیچ انسان موفقی از ابتدا موفق به دنیا نیامده است.

شما چگونه هستید؟ آیا در زندگی هدف دارید؟ آیا برای آینده خود برنامه ریزی کرده اید؟ آیا نقشه زندگی خود را ترسیم کرده اید؟ آیا برای آینده خود رویایی در سردارید؟

چگونه هدف داشته باشیم ؟

۱- هدف های خود را روی کاغذ بنویسید.

همین امروز هدف های خود را مشخص کنید و فکر کنید دقیقاً چه می ‌خواهید. هدفتان را روی کاغذ بنویسید و به دیوار اتاقتان بچسبانید. قطعاً هر گاه به آن نگاه ‌کنید انرژی بیش‌ تری را برای رسیدن به هدف خود صرف می کنید. با داشتن هدف مکتوب و برنامه‌ ای منظم، کارایی شما بیشتر از کسی خواهد بود که تنها هدف‌ هایش را در ذهن نگه می ‌دارد.

بنابراین ابتدا تمام خواسته های خود را روی کاغذ بنویسید. سپس یکی یکی این اهداف را از جهت مفید بودن ارزش گذاری کنید. از خود درباره تک تک خواسته هایتان پرسید، آیا این هدف برای من و زندگی من لازم است؟ آیا به اندازه کافی مفید و باارزش است؟ آیا هدفی ضروری تر از این هدف نیست؟

۲ـ هدف کلی زندگی خود را با مطالعه، فکر، تحقیق و مشورت تعیین کنید.

شما دوست دارید مردم چه تصویری از شما داشته باشند و به چه عنوانی شما را بشناسند. شاید یافتن این مورد کمی سخت باشد اما غیر ممکن نیست. در این راه تنها با کسانی مشورت نمایید که در مورد موضوع هدف متخصص باشند.

۳ـ در انتخاب هدف واقع بین و منطقی باشید.

اهداف نباید ناشی از توهم و خیال پردازی های زیاد باشند که رسیدن به آن ها غیر ممکن باشد یعنی اهدافی را انتخاب کنید که دستیابی به آنها شدنی است. زندگی یک رویای شیرین نیست که با تخیل به آن دست یابید، بلکه واقعیتی است که خیلی چیزها در آن محدود شده است. بنابراین هدفی داشته باشید که می دانید می توانید به آن برسید.

۴- هدف باید دارای تاریخ باشد.

یک مدت زمان مشخص برای رسیدن به هدف خود تعیین کنید. این کار باعث می شود که با تلاش بیشتری کارها را جلو ببرید و هدف خود را جدی تر ببینید.

۵- برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی کنید.

مسیرهایی را طراحی کنید که شما را به هدفتان می رساند و برای این کار حتماً از افراد مطمئن و راه بلد مشورت بگیرید.

امیدوارم در کارهایتان هدف مشخصی داشته باشید و هر کاری را با برنامه ای از پیش تعیین شده انجام دهید.


اهمیت و ضرورت هدف گذاری در زندگی

مهمترین عامل برای رسیدن به موفقیت، تعیین دقیق اهداف است. هدف گذاری در زندگی مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است، هدف ها مسیر زندگی و مقصد را روشن می کنند. هدف گذاری در زندگی یعنی ترسیم جاده ای برای مقصد. آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ ندارند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود.

یکی از مهم ترین مهارتهایی که باید در خود تقویت کنید، مهارت هدف گذاری در زندگی است.

هدف گذاری در زندگی یعنی …

من کیستم؟

در حال حاضر کجا هستیم؟

به کجا می خواهم بروم؟

چرا می خواهم بروم؟

چگونه می خواهم برسم؟

به چه چیزهایی برای رسیدن نیاز دارم؟

چه زمانی خواهم رسید؟

و …

وقتی که هدف ها مشخص شدند برای نحوه رسیدن به اهداف باید طرح ها، برنامه ها و کلیه فعالیت هایی که منجر به تحقق اهداف می شوند را تعیین کنید.

مزایای هدف گذاری در زندگی :

  • هدف گذاری در زندگی باعث ایجاد انگیزه و انرژی در شما می شود.
  • هدف گذاری شرط لازم برنامه ریزی است، برنامه بدون هدف معنی ندارد.
  • هدف گذاری به زندگیتان جهت و معنا می دهد.
  • هدف گذاری باعث می شود تمرکزتان بر فعالیت هایتان بیشتر شود.
  • هدف گذاری امکان اندازه گیری پیشرفت و ارزیابی عمکرد را فراهم می کند.
  • هدف گذاری باعث افزایش اعتماد به نفس شما می شود.
  • هدف گذاری احتمال رسیدن به موفقیت را بیشتر می کند.

توصیه های لازم برای هدف گذاری در زندگی

۱- فهرستی از تمامی اهدافی که باید به آنها برسید را تهیه کنید

۲- با توجه به اینکه همزمان نمی توان به همه اهداف تعیین شده رسید اهداف خود را اولویت بندی کنید.

۳- اولویت های مشخص شده را رعایت کنید یعنی ابتدا ازهدفی شروع کنید که اولویتش از همه بیشتر است .

۴- در صورت بزرگ بودن اهداف آنها را به هدف های کوچکتر تقسیم کنید.

۵- فهرستی از کارهایی که باید برای رسیدن به هر هدف انجام دهید را تهیه کنید.

۶- یک فرم تعیین اهداف ماهانه تهیه کنید و برنامه ریزی کنید چه فعالیت هایی را باید در جهت رسیدن به هدف خود در این ماه انجام دهید.

۷- یک فرم تعیین اهداف هفتگی تهیه کنید. یعنی هفته خود را با لیست کردن کارهای مهم در جهت رسیدن به هدفتان شروع کنید.

۸- یک فرم تعیین اهداف روزانه تهیه کنید. یعنی هر روز صبح مهمترین کارهایی که باید در جهت رسیدن به هدفتان در طول روز انجام دهید را مشخص کنید.

هر رویدادی در زندگی دو بار اتفاق می افتد، یک بار در ذهن و خیال و بار دیگر در عمل. آینده شما بستگی به هدف هایی دارد که هم اکنون انتخاب می کنید.


هدف در زندگی

گاهی اوقات شما انتخاب هدف و تلاش برای رسیدن به هدف در زندگی تان را به تعویق می اندازید. روزها پشت سر هم می آیند و می روند عمر گران مایه می گذرد اما هیچ تغییر و تحولی در زندگی تان به وجود نمی آید و با خود فکر می کنید امروز که گذشت اما فردا چنین و چنان می کنم. فردا هم می آید و می رود باز می گویید فردا نه از شنبه، شنبه ها هم می گذرند و آن فرصت های طلایی هرگز نمی رسند و غافل از اینکه که امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودید.

به راستی دلیل این همه تعلل و سستی چیست؟

اگر هر روز صبح سرشار از انرژی و امید از خواب بیدار نمی شوید به خاطر این است که شما در زندگی تان هدف ندارید. این بی هدفی است که تیشه بر ریشه فرصت هایی طلایی عمر ما می زند و زمان را به هدر می دهد.

آیا می دانید داشتن هدف در زندگی می تواند چه تاثیرات مفید و مثبتی برروی سلامت جسم و روح شما داشته باشد؟

۱- تاثیرات داشتن هدف در زندگی بر جسم انسان

تحقیقات نشان می دهد داشتن هدف در زندگی می تواند بر سلامتی و طول عمر تاثیر بگذارد. دکتر کوهن و همکارانش با بررسی اطلاعات و مطالعه از مجموع ۱۳۷۰۰۰ مرد و زن، دریافتند افرادی که حس هدفمندی کمتری دارد، احتمال بیشتری دارد که دچار سکته‌ مغزی، حمله قلبی و یا بیماری‌های عروقی تصلب شرائین شوند. البته مزایای زندگی هدفمند تنها به سلامت قلب محدود نمی‌ شود.

تحقیقات انجام شده در دانشکده‌ پزشکی دانشگاه Rush در شیکاگو اثبات می‌کند که زندگی هدفمند از ذهن نیز محافظت می‌کند. دکتر پاتریکا ای بویلر، متخصص مغز و اعصاب مرکز بیماری آلزایمر Rush معتقد است هدف هر آنچه که باشد به مغز انعطاف‌پذیری می‌ بخشد. داشتن هدف در زندگی ، مغز شما را در برابر بیماری ‌هایی مانند آلزایمر قوی ‌تر و مقاوم ‌تر می‌ کند.

۲- تاثیرات داشتن هدف در زندگی بر روح و روان انسان

داشتن هدف به زندگی معنا می دهد. داشتن هدف آرامش بخش زندگی است. برای داشتن آرامش در زندگی عوامل بسیاری وجود دارند که یکی از مهم ترین این عوامل داشتن هدف در زندگی است. روشن و واضح بودن هدف زندگی یکی از عوامل مهم آرامش ، شاد زیستن و سلامتی روانی فرد است.

بسیاری از سردرگمی ها و افسردگی ها در اثر این است که افراد هدف مشخص و روشنی برای زندگی خود ندارند. اگر انسان نتواند هدف زندگی خود را بیابد زندگی برای او پوچ، بی هدف و بی معنا خواهد بود.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

آن کس که بداند از کجا آمده، در کجاست، و به کجا رهسپار می شود، مشمول رحمت الهی خواهد شد.

علاوه بر تاثیراتی که تعیین هدف بر سلامت جسم و روح دارد. تاثیرات شگفت آور دیگری در زندگی و آینده شما دارد که در این مقاله به گوشه ای از این مزایا اشاره خواهیم کرد.

مزایای داشتن هدف در زندگی :

  • داشتن هدف در زندگی ، باعث می شود از تقلید کورکورانه و گم شدن در راهی که مقصود شما نیست دوری کنید.
  • هدف مسیر و مقصد زندگی را تعیین و روشن می کند و به شما اعتماد به نفس، انگیزه و عشق به زندگی می دهند.
  • داشتن برنامه و هدف در زندگی ، حس حرکت می دهد و در شما انرژی می آفریند.
  • با داشتن هدف در زندگی می دانید که یک سال آینده ، پنج سال بعد و ده سال دیگر ، می خواهید در کجا و چه موقعیتی باشید.
  • اگر شما برای خود هدف در زندگی تعیین کرده باشید و چشم اندازی دقیق از آینده خود مد نظر داشته باشید با تمرکزی دقیق به سمت هدفتان حرکت خواهید کرد و دست از کارهای بیهوده و وقت تلف کنی خواهید کشید.
  • به تدریج نظم و برنامه ریزی ملکه ذهن شما می شود و خیلی زود به موفقیت های باورنکردنی خواهید رسید.

پس بیایید در هر سنی که هستید و در هر مرحله و شرایطی که هستید نه با رویاپردازی و آرزوهای دور و دراز، بلکه با منطق و واقع بینی آنچه را که دوست دارید به آن برسید را مشخص کنید و همه چیز را برای به دست آوردن هدف زندگی در نظر بگیرید و با توکل به خداوند، تلاش و پشتکار و برای داشتن فردایی بهتر شویم قدم بردارید.

چگونه هدف خود را پیدا کنیم و انگیزه خود را افزایش دهیم؟ یادتان می آید وقتی کوچکتر بودید از شما می پرسیدند: «وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کاره شوی؟». الآن چندین سال از آن زمانها گذشته، اما آیا واقعاً به آن جوابی که قبلاً می دادید رسیده اید؟ یا مشغول به کار یا تحصیل در رشته ای هستید که با علایق و روحیاتتان فاصله دارد؟

اگر نمی دانید واقعا در زندگی تان چه می خواهید بدانید که تنها نیستید. هزاران یا میلیون ها نفر سرگردان، هر روز بدون هدف زندگی می کنند. اگر نمی خواهید زندگی تان را بدون مقصود و هدف سپری کنید می توانید از نکاتی که در این مقاله آمده برای پیدا کردن هدف هایی که واقعا در زندگی می خواهید به آنها برسید، استفاده کنید.

ما در اینجا سوالاتی را مطرح کردیم تا شما با پاسخ به آنها بتوانید به سوال « چگونه هدف خود را پیدا کنیم ؟» دست یابید و هدف اصلی زندگی خود را پیدا کنید. این یک روش برای پیدا کردن هدف زندگی است. در این روش باید این دو سوال اساسی را از خود بپرسید:

۱) من که هستم؟

۲) می خواهم چه کار کنم و به کجا برسم؟

چگونه هدف خود را پیدا کنیم ؟

۱- من که هستم؟ (کشف من واقعی)

برای  بررسی شخصیت و استعداد های خود به این سوالات پاسخ دهید:

استعدادها و توانایی های شما در چه زمینه هایی بیشتر است؟

نقاط قوت و نقاط ضعف شما کجاهاست؟

چه فعالیت هایی بیشترین حس رضایت را به شما می دهد؟

چه زمانی از همیشه خلاق تر بوده اید؟

چه کاری را به بهترین نحو به پایان رساندید؟

چه وقت اطرافیان شما را موفق ترین دانسته اند؟

چه زمانی از کارتان بیشترین لذت را برده اید؟

چه کاری را قلباً دوست دارید انجام دهید؟

وقتی شخصیت خود را بررسی کردید متوجه خواهید شد که چه کسی با چه توانایی ها و خصوصیاتی هستید. حال با در دست داشتن این اطلاعات شروع کنید و یک صفحه راجع به خودتان بنویسید و خودتان را در چند جمله توضیح دهید. این مرحله قدم بزرگی در شناخت از خود است.

۲- می خواهم چه کار کنم و به کجا برسم؟

حال که می دانید که هستید قدم بعدی پاسخ به این سوال است که می خواهید چکار کنید؟

برای این کار ابتدا فکر کنید یک نفر با علایق، استعداد ها، توانایی ها و امکانات شما در چه کارهایی موفق خواهد بود؟ پیدا کنید چه خواسته ای دارید. بنشینید و کاملا فکر کنید که واقعا چه خواسته و هدف هایی در زندگی دارید، دوست دارید به چه چیزهایی دست یابید و برای پیدا کردن هدف زندگی خود به این سوالات پاسخ دهید:

از چه کارهایی متنفرید، دوست ندارید انجام دهید و شما را ناراحت می کند؟

عاشق چه کارهایی هستید، از چه کارهایی لذت می برید و شادتان می کند؟

آیا از موقعیتی که هستید احساس رضایت می کنید؟

در صورت نارضایتی چه کاری برای تغییر مسیر می توانید انجام دهید؟

در زمانهای آزاد و بیکاری خود چکار می کنید؟

اگر زمان و پول کافی داشتید چکار می کردید؟

آیا به دنبال پول هستید یا به غیر از پول دنبال چه چیزهای دیگری هستید؟

با چه افرادی دوست دارید کار کنید؟

وقتی به هدف مورد نظر خود برسید چه چیزی هایی به دست می آورید و چه چیزهایی را از دست می دهید؟

احساستان در زمان انجام کار مورد نظر چیست؟

اگر به هدفتان برسید، چه احساسی پیدا می کنید. آیا احساس شادی و آسودگی خیال می کنید؟

جمع ‌بندی این پاسخ‌ ها به شما در شناسایی و پیدا كردن هدف ها كمک خواهند كرد. تنها كافی است به دقت به پاسخ ‌های خود توجه كنید. خواهید دید كه اهداف شما در درون این پاسخ ‌ها نهفته است.

خب … منتظر چه هستید؟ شروع کنید. قدم اول نوشتن اهداف است. اهدافی برای خودتان تعیین کنید. اهداف همان چیزهایی هستند که می خواهید به آنها برسید.


بازديد : 18 بار نظر دهيد! [ ]


"""چگونه هدف داشته باشیم


راه های رسیدن به هدف چیست؟ چرا برخی افراد به اهداف خود نمی رسند؟ چرا اکثر مردم در رسیدن به اهداف خود شکست می خورند؟ آیا اهدافی که برای رسیدن به آنها تلاش می‌ کنند خیلی دشوار هستند؟

آیا می خواهید بدانید راه های رسیدن به هدف چیست؟

همه شما اهدافی دارید و دوست دارید در زندگی، کار و حرفه خود پیشرفت کنید و به هدف های خود دست یابید. داشتن شغل مناسب و مورد علاقه تان، دستیابی به تناسب اندام، تشکیل خانواده و … .

برای این که هر روز به هدف خود نزدیک تر شوید باید راه های رسیدن به هدف را بدانید تا بهترین نتیجه را به دست بیاورید.

راه های رسیدن به هدف

در این مقاله، ۴ تا از راه های رسیدن به هدف را برای شما آورده ایم این ها تجربه افراد موفق در مسیر دستیابی به موفقیت هایشان است. ۴ راهی که آنها قبل از رسیدن به هدف خود به کار گرفته اند.

  1. مثبت اندیش و خوش بین باشید.

خوش بین بودن افراد شانس رسیدن به اهداف و مقابله با مشکلات احتمالی که در راه رسیدن به هدف پیش می آید را افزایش می دهد. شما می توانید با خودباوری، انگیزه، اراده و پشتکار به اهداف تان برسید.

شاید به این فکر کنید که چگونه می توانید با مثبت اندیشی به هدف هایتان برسید؟

افکار مثبت به شما کمک می کند تا احساس قدرت بیشتری کنید و به اطمینان خاطر بیشتری برسید .مثبت اندیشی تأثیر بسیاری بر انرژی و خلاقیت شما دارد و عملکرد شما را به اوج می رساند. هر چه مثبت تر و خوش بین تر باشید در تمامی مراحل زندگیتان شادتر و موفق ترخواهید بود.

اما افکار منفی شما را از قدرت دور می کند تا احساس ضعف کنید و اطمینان خود را از دست دهید. هرگاه منفی فکر کنید یا حرف منفی بزنید، باورتان به توانایی های خود را از دست می دهید. بنابراین اگر می خواهید در راه رسیدن به هدف هایتان ثابت قدم باشید و هیچ اه انگیزه خود را از دست ندهید باید در خود احساسات مثبت ایجاد کنید و از شر احساسات و افکار منفی رهایی یابید.

بدانید اگر بخواهید و مثبت اندیش باشید به هدف هایتان خواهید رسید. از بین بردن احساسات و افکار منفی یکی از مهم ترین راه های رسیدن به هدف است.

  1. اهداف خود را به روشن ترین شکل ممکن برای خود تعیین کنید.

یکی از راه های رسیدن به هدف این است که اهدافتان را به شکلی واضح و روشن تعیین کنید. اهدافی که افراد موفق برای خود تعریف می کنند، مشخص و قابل اندازه گیری است. آنها دقیق می دانند چه می خواهند و چه زمانی به آن خواهند رسید. داشتن هدف مشخص، باعث می شود بدانید چقدر از مسیر را طی کرده اید و تا رسیدن به خواسته تان چقدر باقی مانده است.

مثلاً اگر می خواهید درآمد خود را افزایش دهید، دقیقا بنویسید که چقدر افزایش درآمد می خواهید. نوشتن اینکه « هدف من این است که درآمدم بیشتر شود » درست نیست شما باید بنویسید « من می خواهم مثلاً تا یک سال دیگر درآمدم از یک میلیون به دو میلیون افزایش یابد ».

  1. لیستی از تمام کارهایی که باید برای رسیدن به هدف خود انجام دهید تهیه کنید.

لیستی از مشکلات و موانعی که باید بر آنها غلبه کنید تا به هدف خود برسید تهیه کنید.

لیستی از آموزش ها ، دانش و مهارت هایی که برای رسیدن به هدفتان به آنها نیاز دارید تهیه کنید.

لیست اسامی کسانی را که برای رسیدن به هدفتان به همکاری و کمک آنها نیاز دارید تهیه کنید.

لیستی از کارهایی که فکر می کنید باید انجام دهید تا به هدفتان برسید تهیه کنید.

لیستی از امکاناتی که در راه رسیدن به هدفتان به آنها نیاز دارید را تهیه نمایید.

  1. هدف تان را به هدف های کوچکتر تجزیه کنید.

یکی از مهم ترین راه های رسیدن به هدف این است که اگر هدف خیلی بزرگی را در سر دارید آن را آنقدر تقسیم کنید که قابل  دسترسی و برنامه ریزی باشد. هر چه هدف شما کوچکتر باشد دسترسی به آن راحت تر خواهد بود. اهداف کوچک باعث می شود که به تدریج به هدف های بزرگ برسید بنابراین هدفتان را روی کاغذ بنویسید و به هدف های کوچکتر تقسیم کنید.

مثال : هدف شما این است که در آمد خود را در طی یک سال یک میلیون افزایش دهید. بیایید این هدف را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید و ماهیانه ۸۰ هزار تومان به درآمد خود اضافه کنید و هر فردی با توجه به شغل و امکاناتی که در اختیار دارد می تواند درآمد خود را افزایش دهد مثلاً اگر معلم هستید می توانید با گرفتن کلاس خصوصی به درآمد بیشتر برسید.

چگونه به اهداف خود برسیم ؟ چرا بعضی ها به اهداف خود نمی رسند؟ چرا بیشتر مردم در رسیدن به اهداف خود شکست می‌ خورند و حتی با وجود داشتن هدف‏ نمی توانند به آن دست یابند؟ آیا اهدافی که برای رسیدن به آنها تلاش می‌ کنند خیلی دشوار هستند؟

آیا می خواهید بدانید چگونه می توانید به اهداف خود برسید ؟

بارها خوانده و شنیده اید که باید در زندگی خود هدف داشته باشیم و آن را دنبال کنیم. اما سوال مهم اینجاست که چگونه به اهداف خود برسیم ؟ شاید بدانیم چطور اهداف خود را تعیین کنیم اما واقعا چگونه می توان به همه آنها دست یافت؟

شما باید یک استراتژی قدرتمند برای رسیدن به اهداف ‎تان داشته باشید در غیر این ‎صورت به اهداف خود نمی رسید.

چگونه به اهداف خود برسیم ؟

  1. دقیقاً تصمیم بگیرید که به چه اهدافی در زندگی می خواهید برسید.

هدف باید دقیق و مشخص باشد. اگر هدف غیر مشخص باشد اصولاً هدف نیست یک خیال است که در هوا شناور است. اشخاصی که هدفهای واضح و روشن دارند، کسانی هستند که دقیقاً می دانند در زندگی چه می خواهند و به کجا می خواهند برسند.

یکی از دلایل اصلی ناکامی اشخاص در زندگی این است که آنها زمان زیادی از اوقات خود را صرف کارهایی می کنند که کم ارزش یا بی ارزش است و علت اینکه این وقت گرانبهای خود را به بطالت می گذرانند این است که در واقع نمی دانند در زندگی به دنبال چه هستند. وقتی هدف هایی روشن داشته باشید، توانایی شما در مدیریت زمان تا حدود زیاد بهبود می یابد.

  1. اهداف خود را روی کاغذ بنویسید.

یکی دیگر از راه های رسیدن به هدف این است که قلم و کاغذی را بر دارید و هدفهایتان را مکتوب کنید، زیرا هنگامی که اهداف خود را می نویسید به این باور می رسید که می توانید به هدف های خود دست پیدا کنید. مکتوب کردن هدف ها بر عزم و اراده شما می افزاید تا هر کاری را که برای دستیابی به هدفهایتان لازم است انجام دهید.

یک روش برای چگونگی نوشتن اهداف

کاغذی بردارید و ابتدا هدف و بعد تاریخ آن روزی را که می خواهید به آن هدف برسید را بنویسید.

هر کدام از این اهداف را با کلمه «من» شروع کنید و اهدافتان را با فعل زمان حال توضیح دهید، بطوریکه انگار همین حالا به آنها رسیده اید.

مثال:

اگر هدف شما خریدن خودروی جدیدی است، می‌توانید بنویسید: «من سوار ماشین … در تاریخ … هستم.»

اگر می خواهید در شرکت خود ارتقاء شغلی پیدا کنید و یا مدیر شوید بنویسید: «من در تاریخ … مدیر شرکت … هستم.»

تنها كافیست كه یک تصمیم بگیرید و اولین قدم را هر چند ناچیز بردارید. وقتی هدفی تعیین كردید، ابتدا به راه رسیدن به آن فكر نكنید، بلكه به خود هدف بیندیشید، گویی به آن رسیده اید. به هر چه فكر كنیم، بطرف آن نیز جذب خواهیم شد.

۳٫ مهمترین مهارت هایی که باید یاد بگیرید را پیدا کنید.

حال که هدف خود را انتخاب کردید، ببینید کدام مهارت است که با یادگیری آن می توانید سریع تر به هدف انتخاب شده تان برسید؟ چه کارهایی باید انجام دهید تا به هدفتان برسید؟ از بین کارهایی که باید انجام دهید، کدام کار است که با انجام آن می توانید بیشترین نتیجه را به دست بیاورید؟

آیا برای رسیدن به هدفتان باید مهارت خاصی را یاد بگیرید؟ باید بر میزان آموزشها و مهارتهای خود بیفزایید؟ باید در دوره های آموزشی ثبت نام کنید؟ کمی بیشتر از وقت اداری کار کنید؟ باید شغل و یا حرفه تان را تغییر دهید؟

فهرستی از همه کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید. برای به دست آوردن آنچه می خواهید باید بهایش بپردازید. با انجام این اقدامات مطمئن باشید که بسیار سریع تر از آنچه تصور می کنید به هر هدف بزرگ و کوچکی که در سر دارید خواهید رسید.

  1. هدفتان را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید.

یکی از مهم ترین راه های رسیدن به هدف این است که اگر هدف خیلی بزرگی را در سر دارید آن را آنقدر بشکنید که قابل  دسترسی و برنامه ریزی باشد در غیر این صورت شما را گیر انداخته و در هم می شکند. مثلاً شما دیپلم دارید و می خواهید در رشته مورد علاقه خود دکترا بگیرید وقتی به این هدف خود فکر می کنید می بینید تقریبا ۱۵ سال طول می کشد. حال باید چه کنید؟

هدف خود را درون ماه ها، هفته ها، روزها و ساعت ها خلاصه کنید. علاوه بر اینکه یک هدف بزرگ ۱۵ ساله دارید باید اهداف کوچک یک ساله و یک ماهه ای را هم برای خود تعریف کنید. شما ابتدا زمان را به ماهها تقسیم کنید و تصمیم بگیرید در این یک ماه من باید چکار کنم؟ چه کتاب هایی را بخوانم؟ چگونه برنامه ریزی کنم؟ چند ساعت در روز درس بخوانم؟ و … اینگونه هدف بزرگ گرفتن دکترا به اهداف کوچک ماهانه تبدیل می شوند. هرچقدر اهداف کوچکتر باشند قابل دسترس و راحت ترند.

یا فرض کنید شما می خواهید در عرض یک سال ۲۰ کیلو از وزن خود کم کنید. شاید پیش خود بگویید ۲۰ کیلو وزن کم کردن خیلی سخت است اما اگر آن را به اهداف کوچک ماهانه ۲ کیلو وزن کم کردن تقسیم کنید خیلی آسانتر به نظر می رسد و برنامه هایی یک ماهه برای کاهش وزن در نظر بگیرید. آن وقت می بینید که بعد یکسال به وزن ایده آلی که می خواستید رسیده اید.

بنابراین برنامه خود را به فعالیت های کوچکتر تقسیم کنید و هر روز و هر هفته و هر ماه با برنامه از پیش تعیین شده گام بردارید.

چگونه هدف تعیین کنیم

چگونه هدف تعیین کنیم ؟ چه نکاتی را در هنگام تعیین هدف باید در نظر بگیریم ؟ هدف تعیین شده باید چه ویژگی ها و خصوصیاتی داشته باشد تا در طولانی مدت انگیزه خود را حفظ کنیم و ما را به سمت موفقیت و کامیابی سوق دهد؟

هر فردی در زندگی خواسته هایی دارد و هدف هایی را برای خود تعیین می کند. خصوصیات هر فرد با فرد دیگر متفاوت است برای همین اهداف آنها در زندگی متفاوت است و هر کس هدف های مختلفی را دنبال می کنند.

مثلاً یکی هدفش قبولی در رشته پزشکی است یا فرد دیگری می خواهد در مسابقات جهانی ورزش کاراته اول شود و … اهداف بیشماری که هر انسان با توجه به علاقه، موقعیت، امکانات و استعدادهایی که دارد هدفی را برای خود تعیین و برای رسیدن به آن تلاش می کند.

آنچه در این میان اهمیت دارد اینست که درست است که در زندگی باید هدف داشت و هدف هایی را برای خود تعیین کنیم اما در هنگام تعیین هدف این نکته را در نظر داشته باشید که هدف ما هر چه که باشد باید یک سری ویژگی ها و خصوصیات مشترک داشته باشد تا به ما در رسیدن به موفقیت کمک کند.

دانستن این ویژگی ها شما را به تفکر در مورد هدف هایتان وا می دارد. آینده شما بستگی به هدفهایی دارد كه هم اكنون انتخاب می كنید.

چگونه هدف تعیین کنیم

برای تعیین هدف حتماً نکات زیر را در نظر بگیرید:

  1. هدف باید واضح و روشن باشد.

هدف غیر مشخص و غیر شفاف اصولاً هدف نیست. یک رویا است که در هوا شناور است. افرادی که هدف هایی شفاف و روشن دارند، کسانی که دقیقاً می دانند چه می خواهند، شرایطشان متفاوت از کسانی است که صرفاً امیدوارند و می خواهند به جایی برسند.

وقتی برای خود هدف های واضحی در نظر می گیرید و دقیقاً می دانید چه می خواهید با اشتیاق برای رسیدن به اهداف اقدام می کنید، ذهن خلاق خود را فعال می سازید و از دست زدن به هر اقدامی که شما را به هدفتان نمی رساند خودداری می کنید. وقتی هدف های روشن داشته باشید، توانایی شما در مدیریت بر زمان تا حدود زیاد بهبود می یابد.

به طور مثال اگر شما می خواهید در رشته مورد علاقه خود دکترا بگیرید باید دقیق عمل کنید به این صورت که ابتدا سوالاتی را مطرح و با دقت به آنها جواب دهید وقتی ازخود سؤالات جهت دار می پرسید این گونه فکر و ذهن خود را فعال می کنید اگر مانع اساسی بر سر راهتان شناسایی کنید، مانند یک نابغه عمل می کنید و خود را در مسیر موفقیت های بزرگ قرار می دهید:

الف) چرا می خواهم دکترا بگیرم؟

ب) چگونه  می توانم به این موفقیت برسم؟

ج) از کجا و چگونه شروع کنم؟

د) چه امکاناتی برای این کار لازم است؟

ه) تقریباً چقدر طول می کشد مدرک دکترا بگیرم؟

خ) اگر به هدف خود نرسم چه چیزهایی را از دست خواهم داد؟

و ….

شما باید این موارد را یادداشت کرده و به آنها پاسخ دهید.

  1. هدف باید مکتوب و روی کاغذ باشد.

دومین ویژگی برای تعیین هدف این است که هدف هایتان را روی کاغذ بنویسید. میان مغز و دست شما اتفاق فوق العاده ای می افتد. وقتی قلم و کاغذ بر می دارید و هدفهایتان را مکتوب می کنید به نوعی برای خودتان یک تعهد به وجود می آورید و این کار شما را در رسیدن به هدفتان بیشتر تحریک می کند و به این باور می رسید که می توانید به هدفهای خود دست پیدا کنید. نوشتن هدف ها بر عزم و اراده شما می افزاید تا هر اقدامی را که برای دستیابی به هدفهایتان ضرورت دارد، انجام دهید.

بنابراین هدف هایتان را بنویسید، همواره در جلوی دید خود قرار دهید و هر روز برای خود یادآوری کنید. آنگاه خواهید دید كه چه تاثیر شگرفی در سرعت بخشیدن به رسیدن به اهدافتان در شما ایجاد خواهد شد.

رؤیا، آرمان و هدف خود را به روی کاغذ بیاورید. در یک فیلم یک دقیقه ای، تصوّر کنید به آن رسیده اید. وقتی هدفهایتان را مکتوب می کنید، با سرعتی معجزه آسا به آنچه می خواهید دست پیدا می کنید.

  1. یک بازه زمانی مشخصی برای هدف تعیین شود.

برای دستیابی به هدف، زمان مشخصی را در نظر بگیرید زمان در واقع بخشی از هدف شماست متاسفانه بسیاری از افراد از توجه به این ویژگی غفلت می ورزند. شاید در این مواقع سعی می كنند برای تحقق اهداف خود زمان پیش بینی كنند و وقتی كه این توان را در خود نمی یابند از تعیین هدف منصرف می‌شوند.

تعیین مدت زمان مشخص به شما کمک می کند تا وقت خود را به خوبی مدیریت کنید. مثلاً تصمیم گرفته اید به زبان انگلسی مسلط شوید و مدت زمان دو ساله ای را برای این کار در نظر گرفته اید. حال، زمانی را که برای رسیدن به هدفتان در نظر گرفته اید، به تعداد روزها و ماهها تقسیم کنید، به طوری که بدانید در شبانه روز یا در هفته، چند ساعت و چند روز را باید به یادگیری زبان اختصاص دهید.

  1. هدف باید بزرگ اما قابل اجرا و دست یافتنی باشد.

هیچ موجودی را نمی توانید بیابید که یک شبه و بدون هیچ تلاشی به موفقیتی دست یافته و یا کاری را به پایان رسانده باشد. هیچ گاه از داشتن اهداف بزرگ، نهراسید. آدم های بزرگ، آرزوهای بزرگی دارند. نفرات اول کنکور را در نظر بگیرید هیچ کدام از آنها نمی گویند که ما اصلاً تصور نمی کردیم رتبه خوبی بیاوریم، بلکه همه آنها چنین هدف بزرگی را قبلاً در ذهن خود ترسیم کرده اند و حالا به آن رسیده اند. تمامی موفقیت های بزرگ در زندگی آدم ها، نتیجه خواستن و تلاش خود آنهاست.

همیشه سعی کنید به هدف های بزرگ بیندیشید مثلاً اگر نویسنده اید، سعی کنید برترین نویسنده جهان باشید. اگر می خواهید کنکور دهید به رتبه های خوب فکر کنید و از همه مهم تر با توجه به خواسته تان تلاشتان را هم باید بیشتر کنید.

به خاطر داشته باشید که هدف بزرگ، با هدف دست نیافتنی متفاوت اند. گاهی هدف ها غیر ممکن است مثلاً فردی که اصلاً صدای قشنگی ندارد بخواهد خواننده معروف و مشهوری شود.

چرا نباید در زندگی بی هدف باشیم ؟

تا کی می خواهید یک زندگی بی هدف را دنبال کنید؟ چرا برای زندگی خود هدف تعیین نمی کنید؟ چگونه هدف خود را پیدا کنید و به آن برسید؟ و …

شما باید بدانید در آینده مى خواهید چه نقشى را در جامعه ایفا کنید؟ تحصیلاتتان چقدر باشد؟ چه شغلى را انتخاب کنید؟ درآمد ماهیانه تان چقدر باشد؟ در کدام شهر زندگى کنید؟ و … باید اهداف کوچک و بزرگ خود را در آغاز راه با فکر و اندیشه و مشورت با دیگران تعیین کنید تا در تصمیم گیرى دچار تردید و خطا نشوید.

زندگی بی هدف همانند قایق روی آبی است که با هر بادی به این سو و آن سو کشیده می شود.

اولین قدم برای رسیدن به موفقیت این است که بدانید چه می خواهید و چه هدفی در زندگی دارید تا بتوانید براى رسیدن به آن برنامه ریزى کنید

زندگی بدون هدف نه تنها بعد از یک مدت خسته کننده می شود، بلکه گیج کننده هم خواهد بود. انسان به انگیزه قوی برای گذراندن مشکلات و ادامه دادن نیاز دارد. فردی که در زندگی بی هدف است به شدت احساس پوچی و تکراری بودن می کند و فکر می کند همه چیز یکنواخت شده و هیچ انگیزه و میلی برای مقابله با مشکلات و شکست ها را ندارد.

طبق تحقیقات دانشگاه استین فورد ۹۷% از مردم دنیا در زندگی بی هدف هستند و هدفی ندارند و تنها ۳% مردم جهان با هدف زندگی می کنند. این یعنی بسیاری از مردم بصورت شناور بروی جریان زندگی، بدون هدف و برنامه‌ ریزی، گذران عمر می‌ کنند.

حضرت علی (ع) می فرمایند: اگر کسی نداند چه می خواهد به جایی نمی رسد.

یکى از مسائلى که در موفقیت هر فرد اهمیت بسیاری دارد، تعیین و انتخاب هدف است. بنابراین در هر مرحله ای از زندگی باید بدانید چه مى خواهید، به کجا باید بروید و از چه امکاناتی براى رسیدن به هدف بهره ببرید تا بتوانید بهترین راه رسیدن به هدف را انتخاب کنید. تا مقصد مشخص نباشد، انتخاب راه و رسیدن به آن هم مقدور نخواهد بود.

زندگی بی هدف نیست

زندگی بی هدف زندگى واقعى نیست. بى هدفى، انسان را به پوچى و سردرگمی مى کشاند. تحقیقات نشان مى دهد بعضى از کسانى که خودکشى کرده اند زندگى بدون هدف داشته اند. داشتن هدف ، ارزش و دلیلی برای ادامه زندگی است.

هر انسانی در زندگی خود باید هدف هایی را تعیین کند. اولین و عمده ترین دلیل آن، که عده اى از مردم موفق نمى شوند، این است که نمى دانند چه مى خواهند و گیج و سردرگم شده اند. آنها زمان زیادی را صرف کارهایی می کنند که کم ارزش است یا فاقد ارزش هستند و دلیل اینکه این همه وقت صرف می کنند این است که یک زندگی بی هدف دارند و نمی دانند در زندگی دنبال چه می گردند و بدون هدف به دور خود مى چرخند و در پایان به همان نقطه آغازین برمى گردند و به دنبال هدفى نامعلوم به بیراهه مى روند و تصور مى کنند که به جلو مى روند.

ویژگی های افرادی که در زندگی بدون هدف هستند:

۱- خیلی زود تسلیم مشكلات می شوند.

۲- همیشه از غیر ممكن ها حرف می زنند.

۳- نمی دانند كه از زندگی چه می خواهند.

۴- توانایی ها و استعدادهای خود را باور ندارند.

۵- تمایلی به رشد و پیشرفت ندارند.

۶- تنها به امروز فکر می کنند و کمتر پیش می آید برنامه ای برای فردا داشته باشند.

۷- افرادی که زندگی بی هدف دارند در مسیر تند باد حوادث، خود را مى بازند و تسلیم شرایط موجود مى شوند و منتظر مى مانند تا آن عوامل آنها را به هر سمت و سویى بکشاند.

داشتن هدف در زندگی یعنی شما باید به کدام سو حرکت کنید؟ در چه راهی قدم بگذارید؟ تا کجا پیش بروید؟ در نهایت به کجا برسید و چه سرنوشتی در انتظار شماست؟ همیشه افرادی که در زندگی هدف دارند موفق می شوند زیرا آنها می دانند به کدام سمت بروند. آنها مانند آهن ربا موفقیت را به سمت خود جذب می كنند.

زندگی هدفمند

آیا می دانید منظور از زندگی هدفمند چیست؟ برای داشتن یک زندگی هدفمند باید چه کارهایی انجام دهید؟ چگونه می ‌توانید از بی‌ هدفی در زندگی خلاص شوید؟ شما هدف زندگیتان را پیدا کرده اید؟ قطعاً شما هم برای زندگیتان هدفی دارید، اینطور نیست؟

خداوند تمام عالم هستی را با هدف خلق کرده و در عالم هیچ موجودی نیست که بی‌ هدف باشد و همه چیز از روی هدف و برنامه ‌ریزی است، خداوند حتی برای ریزترین ذرات، هدف مشخص کرده و تمامی ذرات و موجودات از یک مبدا به سمت یک مقصد مشخص در حال حرکت هستند. پس محال است انسان که اشرف مخلوقات است بی ‌هدف باشد.

اما با این وجود خیلی از افراد بدون هیچ هدفی زندگی می کنند و برای آینده خود هدف و برنامه مشخصی ندارند و به قول معروف، زندگی را با «هر چه پیش ‌آید خوش‌ آید» سپری می‌ کنند. واقعیت این است که بیشتر مردم هدف زندگی خودشان را نمی دانند. به همین دلیل زندگیشان با شانس و تصادف پیش می رود، به چیزهایی می رسند که برایشان اتفاق بیفتد به جای اینکه خودشان آن اتفاق ها را ایجاد کنند.

بسیاری از مردم نمی‌ دانند هدف از زندگی چیست و چه اهدافی را برای خود تعیین کنند و به دنبال آن زندگی هدفمندی را هم سپری نمی ‌کنند. هدف از زندگی ، داشتن یک زندگی هدفمند است. هدف در زندگی آن چیزی است که با همه وجودتان به آن علاقه‌ مند هستید و برای رسیدن به آن تمام سعی و تلاش خود را می ‌کنید و همه مشکلات را به جان می ‌خرید تا از لذت و خوشی‌ های آن موفقیت بهره ‌مند شوید.

زندگی هدفمند به چه معناست؟

زندگی هدفمند یعنی برای زندگی خود هدف هایی را تعیین كنید و با برنامه ریزی مناسب از تمام نیروی خود برای رسیدن به هدف ها استفاده کنید. وقتی از زندگی با برنامه ریزی سخن به میان می آید مقصود زندگی هدفمند است. چرا كه اگر زندگی هدفمند نباشد دستخوش شانس و اقبال می شود.

آیا شما کنترل زندگیتان در دستان خودتان است یا با شانس و اقبال زندگی می کنید؟

شما تنها زمانی می توانید در هر مقام و موقعیت رشد کنید كه برای انجام هر كار، به جای تکیه بر شانس با برنامه ریزی و تفکر خلاقانه جلو بروید. شما باید یاد بگیرید چطور یک زندگی هدفمند داشته باشید.

زندگی هدفمند موجب از قوه به فعل در آمدن تمامی استعدادها و توانایی های شما می شود.

برای داشتن یک زندگی هدفمند باید چکار کنید؟ چگونه هدفمند زندگی کنیم ؟

برای داشتن یک زندگی هدفمند و دارای انگیزه باید هدف‌ تعیین کنید و برای رسیدن به هدف باید یک برنامه مشخص و از پیش تعیین‌ شده ای را طراحی کنید که با استفاده از آن :

۱- امکانات و محدودیت‌ های خود را بهتر بسنجید

۲- موانع احتمالی را برای رسیدن به مقصودتان پیش ‌بینی کنید و از سر راه بردارید

۳- جهت رسیدن به خواسته‌ هایتان زمان را مدیریت کنید

۴- با اولویت ‌بندی ‌کردن اهداف، دستیابی به آنها را برای خود امکان ‌پذیر و راحت تر کنید.

تلاش برای رسیدن به هدف بدون برنامه ریزی مثل رد شدن از رودخانه ای است که نمی دانید عمق آن چقدر است و برای عبور از آن به چه امکاناتی نیاز دارید.

وقتی شروع می کنید سعی کنید حتی در بخش های خیلی کوچک زندگی هدفمند باشید. تعیین اهداف کوچک و تلاش برای دست یافتن به آن، اتوماتیک وار به زندگیتان هدف می دهد و زندگی خواهید داشت که بسیار پرمفهوم تر خواهد بود و این باعث می شود که به قسمت های بزرگتر زندگی بروید و این هدفمند بودن را در آنجا هم پیاده کنید تاجایی که کل زندگیتان هدفمند خواهد شد.

تمام مطالعات و تحقیقاتی که در بهترین دانشگاههای جهان انجام شده، حاکی از این است تمام مردان و زنانی که به موفقیت در زندگی دست پیدا کردند ، به دنبال یک زندگی هدفمند بوده اند، در تعیین هدف در زندگیشان اصرار داشتند، مصرانه دنبال این بودن که هدف داشته باشند و برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی می کردند.

وقتی هدفمند زندگی کنید، کنترل زندگیتان را در دست خود احساس خواهید کرد و درنتیجه با انگیزه و بسیار شادتر خواهید بود.

خانم گالبریس که از پیشتازان قرن بیست و یکم است، هنگامی که در هفتاد سالگی با او مصاحبه می کنند از او می پرسند: شما با این که ۷۰ سالتان است چطور آنقدر شاداب و پر انرژی هستید؟

ایشان در جواب می گویند: من هر روز صبح از خدا می خواهم منو با چالش ها و مشکلات جدیدی رو در رو کند، در پایان روز همین قدر که پنجه در پنجه مشکلات جدید انداختم و از پس آنها برآمدم و حلشان کردم ، خدا رو شکر می کنم و شاد می شوم که به من این توان را داده که از پس آنها برآیم.

بازديد : 27 بار نظر دهيد! [ ]


}}چطور انگیزه پیدا کنیم


انگیزه چیست

اگر بگوییم چون در زندگی مشکل هست دیگر نمی توان به زندگی امیدوار بود، حرف درستی نیست. زیرا اگر بدین شکل به زندگی بنگریم پس قطعا نباید در دنیا هیج فرد امیدوار و باانگیزه ای وجود داشته باشد. هیچ اختراعی نباید در دنیا صورت می گرفت؛ زیرا تا فرد به کوچکترین مشکلی در کار بر می خورد انگیزه و امید خود را از دست می داد. یا هیچ فوتبالیست معروفی نباید وجود می داشت زیرا اگر توپش وارد دروازه نمی شد ناامید و بی انگیزه می شد و فوتبال را کنار می گذاشت.

فکر می کنید علی دایی چند گل ملی زده است؟ او با ۱۰۹ گل ملی بهترین گلزن ملی دنیاست و اقای گل جهان است. اما آیا تمام شوت هایش وارد دروازه و تبدیل به گل شده است؟ علی دایی از وقتی فوتبال را شروع کرده هزاران گل نزده دارد. هزاران شوت دارد که به تیرک دروازه خورده و هزاران شکست داشته اما ما فقط پیروزی ها و گل هایش را دیده ایم. اگر او از همان ابتدا با یک شکست کوچک فوتبال را کنار می گذاشت آیا الان به این موفقیت می رسید؟

انگیزه چیست ؟ افراد بسیاری هستند که در زندگی موفق نیستند، نه بخاطر اینکه استعداد، مهارت یا توانایی ندارند، بلکه بخاطر اینکه انگیزه کافی ندارند و خیلی زود خسته می شوند و به بهانه های مختلف کاری که انجام می دهند را رها می کنند.

یقینا داشتن امید در شرایط سخت زندگی کار آسان و راحتی نیست. بی شک بزرگترین هنر هر انسانی امیدوار بودن در شرایط سخت و دشوار زندگی است.

انگیزه ای برای زندگی ندارم


در این مقاله می خواهم شما را با ۳ تکنیک فوق العاده مهم ایجاد انگیزه برای زندگی آشنا کنم که اگر آنها را به کار بگیرید چراغ انگیزه در شما هیچگاه خاموش نخواهد شد.

ایجاد انگیزه برای زندگی

۱- تکنیک اول ایجاد انگیزه برای زندگی : داشتن علاقه و اشتیاق به کارهایی که انجام می دهید.

یکی از نکات مهم که باید برای ایجاد و حفظ انگیزه به آن توجه بسیاری داشت انجام کارهایی است که به آن اشتیاق و علاقه دارید. اگر در مورد کار و مسیری که در زندگیتان طی می کنید شور و اشتیاق فوق‌العاده‌ای داشته باشید، همیشه برای انجام کارهایتان باانگیزه خواهید بود و برای انجام مسئولیت‌ها و تکمیل وظایفتان هر کاری که از دستتان برمی‌آید را انجام خواهید داد.

شما نباید صبح ها افسرده و بی میل از خواب بلند شوید. نباید فردی همیشه خسته و اخمو باشید و از کارهایی که در طول روز می کنید نفرت داشته باشید. شما نباید تمام انرژی خود را صرف تحمل کردن رئیس و دیگر اطرافیانتان بکنید. شما نباید هر روز جمله «این زندگی کردن نیست» را با خود تکرار کنید.

شما باید خوشحال باشید که باز صبح شده است. اشتیاق و علاقه تان هر چیزی که باشد، سرگرم آن شدن به شما انرژی می­دهد و با انگیزه بیشتری هدفتان را دنبال کنید. کاری که برایتان مثل تفریح و سرگرمی است دوست دارید ساعت ها برایش وقت بگذارید.

یک بار توماس ادیسون گفت: من در تمام عمرم یک روز کاری هم نداشتم، همه اش تفریح و لذت بود. خیلی از انسانهای موفق هم شبیه او هستند. برای همین اگر دنبال رویاهایتان بروید، بقیه چیزها همگی سرجای خودشان قرار می گیرند. شاید وقتش رسیده که بالاخره انتخاب کنید؟


چگونه انگیزه خود را از دست ندهیم

بیایید برای لحظه ای به زندگیتان نگاه کنید. برای داشتن انگیزه در زندگی باید هدفی را دنبال کنید که به آن علاقه مند باشید شما باید با علاقه کار کنید. اگر کار روزمره تان شما را خسته کرده و هیچ علاقه ای به آن ندارید، وقتش است که دنبال کاری بروید که دوست دارید.

هیچکس نمی داند تا کی زنده است، پس چرا باید در زندگی کارهایی را انجام دهیم که از آن لذت نمی بریم؟

ایجاد انگیزه در زندگی

۲- تکنیک دوم ایجاد انگیزه برای زندگی : یک مجله موفقیت برای خود درست کنید.

یکی دیگر از راه های ایجاد انگیزه برای زندگی در نظر گرفتن موفقیت های هر چند کوچک و لذت بردن از آنهاست. یک دفتر تهیه کنید و تمام موفقیت های قبلی زندگیتان، موفقیت هایی که بعداً به آن دست پیدا می کنید و شادی های زندگیتان را در آن ثبت کنید. گاهی وقت بگذارید و نوشته هایتان را بخوانید، این می تواند منبع انگیزه خوبی برای شما باشد.

۳- تکنیک سوم ایجاد انگیزه برای زندگی : به دنبال الگوی موفق باشید تا انگیزه تان چند برابر شود.

هر رویایی که در سر دارید احتمال اینکه افراد موفق در آن زمینه وجود داشته باشند زیاد است. پس به دنبال افرادی باشید کاری را که می خواهید انجام دهید را قبلا انجام دادند. اگر در اطرافتان نیست بدنبال آن در کتابها، فیلم های آموزشی و یا وب سایت های شخصی بگردید و از اشتباهات، شکست ها و پیروزی های آنها استفاده کنید.

اینکه دیگران هم همین راه را رفته باشند و به موفقیت رسیده باشند به شما انگیزه زیادی می دهد. مثلاً فردی تعریف می کرد همسرم به بیماری سرطان مبتلا شد. با اینکه در ابتدا از لحاظ روحی ضربه شدید خورد اما بعد از مدتی گفت: «من فلانی را که قبلاً سرطان داشت اما الان خوب شده تجسم می کنم. او توانست از پس این بیماری بر بیاید بنابراین من هم می توانم.» او با این روش انگیزه و امید خود را برای مبارزه با بیماری اش چندین برابر کرد.

چرا انگیزه ندارم ؟ افرادی زیادی برای مشاوره به من مراجعه می کنند و میگویند: چرا انگیزه ندارم ؟


چگونه انگیزه خود را قوی کنیم

علی ۲۳ سال داشت و به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود. او می گفت نمی دانم چرا میل و انگیزه ای برای زندگی و یافتن شغل مناسب ندارم. سحر ۳۰ ساله هم مدتی بود که می خواست لاغر کند اما می گفت دیگر حوصله و انگیزه رژیم گرفتن را ندارم و افراد بسیاری که هر کدام از بی انگیزگی در زندگی شکایت داشتند.

چرا انگیزه ندارم

وجود انگیزه و عدم انگیزه در زندگی از چه عواملی نشات می گیرد:

۱- عامل اول بی انگیزگی در زندگی : انسان‌ها در برابر این موضوع که رویدادهای زندگی تحت کنترل آنهاست یا نه، به دو دسته تقسیم می‌شوند.

گروه اول کسانی هستند که می‌گویند مسئولیت‌ زندگی برعهده خودمان است و سرنوشت را خودمان می سازیم.

گروه دوم برعکس این افراد، باور دارند اتفاقاتی که در زندگی پیش می‌آید، به آنها مربوط نیست و این جبر روزگار است که بر انها چیزی را تحمیل می کند. فردی که احساس می‌کند رویدادها و اتفاقات را نمی‌تواند کنترل کند، باور دارد سعی و تلاشش هم بیهوده است.

مثلا دانش‌آموزی که فکر می‌کند هر چقدر درس بخواند باز هم معلم به او نمره کم می‌دهد برای درس خواندن بی انگیزه می شود. یا کارمندی که باور دارد، مدیر با او سر لج دارد و به کارهایش بها نمی دهد، دست از سعی و تلاش برمی‌دارد و دیگر شور و شوقی برای ادامه کار ندارد.


چگونه به خودمان انگیزه بدهیم

چرا بی انگیزه ام

۲- عامل دوم : گرفتن تصمیم های زیاد نیز از علل بی انگیزگی محسوب می شود.

اهمیتی ندارد که چقدر منطقی و روشنفکر باشید، شما نمی توانید مدام و پشت سر هم تصمیم بگیرید. در این وضعیت هر چه انتخاب های پیش روی شما بیشتر باشد، انجام آنها توسط مغز مشکل تر می شود و گاهی مغز به دنبال یک راه فرار (در رفتن از زیر کار) خواهد گشت چیزی که آن را بی میلی برای انجام کار می دانید.

خستگی از تصمیم گیری فقط با تصمیم های بزرگ پیش نمی آید. تعداد زیادی تصمیم کوچک هم می توانند به مرور چنین خستگی ای ایجاد کنند. پس اگر انتخاب هایتان را مدیریت نکنید، حال این انتخاب ها کوچک باشند یا بزرگ، به مرور دچار این خستگی و بی انگیزگی خواهید شد.

۳- عامل سوم چرا من انگیزه ندارم : طرد شدن از سوی دیگران می تواند انگیزه را نابود کند.

زمانی که شما طرد می شوید یا حرف های شما پذیرفته نمی شود، تمایل به تلاشتان را از دست می دهید. زیرا فکر می کنید که دیگر هیچ کسی به تلاش شما اهمیت نمی دهد. واضح است که عدم پذیرش شما توسط یک یا چند نفر، اتفاق مهمی نیست و به معنی طرد شدن از کل انسان ها نیست، اما اثری که روی شما می گذارد ممکن است به همان اندازه بزرگ باشد.

زندگی بالا و پایین های بسیار دارد اگر یاد نگیرید که چگونه انگیزه و امید خود را حفظ کنید هر زمان که اتفاق ناخوشایندی برایتان بیفتد، شدیداً احساس ناخوشنودی خواهید کرد.

چطور انگیزه پیدا کنیم شاید شما هم جزء آن دسته از افرادی باشید که با خود می گویید: هدف دارم ولی انگیزه ندارم یعنی اهدافی در زندگی دارید و رویاهایی را در سر می پرورانید اما هنوز برای رسیدن به آنها قدمی برنداشته اید و این ذهنیت را دارید که رویاهایتان نمی تواند رنگ واقعیت بگیرد.

آیا هدف خود را دست نیافتی می بینند. و نور امید و انگیزه در دلتان کمرنگ شده است؟ اگر می خواهید جزء افرادی نباشید که با حسرت به گذشته خود نگاه می کنند مقاله « هدف دارم ولی انگیزه ندارم » را با دقت بخوانید.

همه ما در زندگی خود اهدافی داریم که دلمان می خواهد به آنها برسیم. برای رسیدن به هدف باید تلاش کرد. این تلاش نیازمند وجود انگیزه است. اما چگونه برای خود ایجاد انگیزه کنید؟ مهم ترین عوامل ایجاد انگیزه در زندگی چیست؟

شاید پیش خود بگویید: بسیاری ازمواقع پیش آمده برای انجام كاری بی نهایت هیجان زده بوده ام اما پس از گذشت زمان كم كم از شدت شور و هیجانم كاسته شده است و انرژی و انگیزه خود را از دست می دهم و آن را نیمه کاره رها می کنم.

هدف دارم ولی انگیزه ندارم

باید بگویم این مشكل همه افراد است. اما برای این منظور راهكار هایی وجود دارد كه می توان انگیزه و امید را تا پایان کار حفظ کرد. یکی از راهکارها برای شما که می گویید هدف دارم ولی انگیزه ندارم این است:

راهکار: اگر هدف بزرگی در زندگی دارید آن را به هدفهای کوچکتر بشکنید.

اگر به کارهای بزرگ و به ظاهر غیر ممکن فکر می کنید تمام انگیزه خود را از بین می برید.دلایل بی انگیزگی در زندگی  به جای غرق شدن در این افکار و اینکه اجازه دهید خواسته هایتان همانطور دور بمانند، بلند شوید و وظایف خود را به کارهای کوچک تر و دست یافتنی تر تقسیم کنید. یعنی هدف بلند مدت خود را به چندین هدف کوتاه مدت تقسیم کنید. اینطوری با یک به یک انجام دادن کارها احساس موفقیت می کنید.

اگر می ترسید یک کار بزرگ را شروع کنید یا نمی خواهید انگیزه و انرژی خود را در هنگام انجام آن از دست بدهید، حتماً آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنید. کارهای کوچکتر باعث می شود که از لحاظ روانی راحت تر بتوانید به خواسته تان نزدیک شوید و آن را شروع کنید. زیرا با انجام هر یک از این تکه ها و تمام کردن آنها، حس موفقیت به شما دست می دهد و انگیزه شما برای انجام بقیه بالاتر می رود.

هدف دارم ولی انگیزه ندارم چه کنم ؟ بر فرض اگر هدف شما اینست که تا ۵ سال دیگر آرایشگر ماهری شوید برای رسیدن به این هدف باید چه کنید؟ چه استراتژی ها و چه برنامه های کوچک و بزرگی باید بریزید؟

مثلاً پرس و جو کردید و فهمیدید بهتر است برای آرایشگری ابتدا به مدت یک سال در آموزشگاه، دهنده مدرک دیپلم آرایشگری فنی حرفه ای ثبت نام کنید و ابتدا آرایشگری را به صورت اصولی و کلی بیاموزید. پس هدف کوچکتر شما می شود یادگیری آرایشگری به صورت کلی. سال بعد در حوزه های تخصصی و مورد علاقه خود دوره بروید. مثلاً ۶ ماه دوره کوتاهی مو بروید. بعد از آن ۶ ماه دیگر دوره رنگ و مش مو و البته حداقل به مدت یک سال در آرایشگری شاگردی کنید تا مهارت ها و نکات ریز را بیاموزید.

شما باید بدانید قدم های بعدی برای رسیدن به هدف بزرگتان چیست و برایش برنامه ریزی مالی و زمانی بکنید. اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید، می توانید بزرگ ترین و پیچیده ترین کارها را به انجام برسانید.

هدف دارم انگیره ندارم . البته نکته فراموش نکنید هر هفته یا هر ماه پیشرفت خود را چک کنید. هر هدف کوچک و کوتاه مدتی را که با موفقیت پشت سر می گذارید خود را یک گام به هدف اصلی نزدیکتر ببینید. هر کسی دوست دارد بداند که هر روز چقدر به هدف و خواسته هایش در زندگی نزدیکتر می شود. اگر ببینید که در مسیر درست هستید و هر بار پیشرفت قابل ملاحظه ای می کنید، انگیزه شما بیشتر می شود؛ اما اگر ببینید در رسیدن به هدف تعلل می کنید، این تلنگری به شماست تا دوباره به مسیر اصلی برگردید.

در این مقاله می خواهم یکی از مهم ترین راههای ایجاد انگیزه در خود را به شما آموزش دهم.

قبل از اینکه راههای ایجاد انگیزه را به شما بگویم به این سوال پاسخ دهید: چگونه می توانید در حفظ انگیزه تان موفق باشید اگر شما هنوز نمی دانید که به کجا قرار است بروید؟

برای روشن شدن نور انگیزه، افزایش امید و ایجاد تغییرات مثبت در زندگیتان این است كه ببینید واقعا چه می خواهید؟

دوست دارید به چه آرزوهایی در زندگیتان دست یابید؟ به کجا برسید؟ چه چیزهایی باعث می شود صبح ها زودتر از خواب بلند شوید و شب ها دیرتر به رختخواب بروید؟

هدف زندگی خود را دریابید.

بعضی افراد در انتخاب اهدافشان اشتباه می کنند و یک عمر حسرت می خورند، چرا کاری که دوست داشتند و در آن استعداد داشتند را دنبال نکردند؟ چرا به خاطر چشم و هم چشمی فلان کار را شروع کردند در صورتی که اصلاً آن را دوست نداشتند و یک عمر بی رغبت و بی انگیزه زندگی کردند؟

راههای ایجاد انگیزه

هدفی که هوشمندانه انتخاب شده باشد و شما واقعا از ته دل بخواهید به آن دست یابید به شما کمک می کند تا هر کاری را که لازم است انجام دهید تا جایی که سماجت و قدرت اراده شما برای دیگران شگفت انگیز و مثال زدنی خواهد بود و آنقدر توانمند خواهید شد تا به هدفتان هر چند با مشکلات فراوان دست یابید.

آنچه که در این میان بسیار اهمیت دارد این است که اهدافتان را خود بر اساس علایق و استعدادهایتان انتخاب کنید، بدون اینکه به اعضای خانواده و دوستانتان اجازه دهید بر شما تاثیر بگذارند. اهدافی که اطرافیان به شما تحمیل می کنند هیچ تاثیری در ایجاد انگیزه شما ندارند.

راههای ایجاد انگیزه در زندگی : مراجعه کننده ای داشتم که تعریف می کرد: «اصلاً اهل درس و دانشگاه نبودم از همان دوران نوجوانی به کار آرایشگری علاقه فراوان داشتم. اما پدرم قبلاً رئیس بانک بود و دوست داشت من هم یک کار دولتی داشته باشم و شدیداً مخالف این بود که کار آرایشگری را دنبال کنم.

علی رغم میل باطنی ام حسابداری خواندم و به سفارش یکی از دوستان پدرم در اداره ای مشغول به کار شدم. هر کس مرا می بیند می گوید: خوش به حالت که فلان جا سر کار می روی. اما من هیچ انگیزه ای برای رفتن به سر کار ندارم. خدا خدا می کنم چند روز تعطیلی شود و سر کار نروم. از جلوی مغازه های آرایشگری که رد می شوم با حسرت نگاه می کنم و آرزو می کنم کاش من به جای صاحب آن بودم.»

راه های افزایش انگیزه

ای عزیزی که می گویی بی انگیزه هستم می خواهم توصیه ای در خصوص ایجاد انگیزه به شما بکنم:

اگر به کاری که انجام می دهید علاقه ای نداشته باشید و در راستای استعدادهایتان نباشد حتی اگر اول کار را با شور و شوق شروع کنید مطمئنا بعد از مدتی با کوچکترین مشکلی انگیز و رغبت خود را از دست می دهید. پس به دنبال هدفی بروید که دلتان آنجاست. راهی را پیدا کنید که به زندگیتان معنا و مفهوم دهد. وقتی چیزی پیدا کردید که برایش زندگی کنید، مطمئناً بهتر زندگی خواهید کرد. معنای زندگی شما چیزی است که خودتان تعیین می کنید.

اگر تا به حال مسیر را اشتباه می آمدید هم اكنون تصمیم به تغییر آن بگیرید. اگر از شغل فعلی خود ناراضی هستید آن را عوض كنید. اگر ادامه تحصیل را دوست دارید هم اكنون اقدام كنید. هر موفقیتی با یک تصمیم و یک تغییر آغاز می شود. اگر تا به حال با دقت به این موضوع نگاه نکرده بود از امروز حتماً به آن توجه کنید. این خود شما هستید که سرنوشت زندگیتان را تعیین می کنید.

بازديد : 23 بار نظر دهيد! [ ]


{{خرید گیفت کارت پلی استیشن


گیفت کارت پلی استیشن Playstation , خرید گیفت کارت پلی استیشن , فروش گیفت کارت پلی استیشن ۴ , خرید گیفت کارت PSN, خرید آنلاین گیفت کارت , خرید گیفت کارت ارزان پلی استیشن , خرید گیفت کارت معتبر پلی استیشن ,گیفتی.
پلی‌استیشن (به انگلیسی: PlayStation) [سرواژه: پی‌اِس (PS) یا PS١ (پی‌اِس‌وان) و به طور غیر رسمی پی‌اِس ایکس (PSX)] کنسولی ۳۲ بیتی از نسل پنجم است که برای اولین بار در دسامبر سال ۱۹۹۴ توسط سونی کامپیوتر انترتینمنت منتشر شد.

گیفت کارت پلی استیشن ٣ دلاری

گیفت کارت پلی استیشن ٥ دلاری

گیفت کارت پلی استیشن ١٠ دلاری

گیفت کارت پلی استیشن ٢٠ دلاری

تاریخچه این کنسول از خرید گیفت کارت ارزان پلی استیشن در  سال ۱۹۸۸ شروع می‌شود. گیفت کارت پلی استیشن ٥٠ دلاری زمانی که سونی و نینتندو قصد دارند با همکاری هم طرح لوح ویژه [Super disc] را پیاده کنند. گیفت کارت پلی استیشن ٦٠ دلاری  لوح ویژه یک سی‌دی رام [CD-ROM] برای کنسول سوپر نینتندو بود؛ گیفت کارت پلی استیشن ٧٥ دلاری
ولی به هر شکل این دو شرکت از هم جدا شدند و لوح ویژه برای کنسول جدید نینتندو ساخته نشد؛ گیفت کارت پلی استیشن ١٠٠ دلاری
ولی سونی در سال ۱۹۹۱ با تغییرات و ویرایش‌هایی روی لوح ویژه آن را در کنسول جدید خود یعنی پلی‌استیشن جای داد. ایده خود کنسول پلی‌استیشن در سال ۱۹۹۰ توسط کن کوتاراگی مطرح شد.

خرید گیفت کارت پی اس ٤

فقط دویست واحد از اولین مدل پلی‌استیشن که گیفت کارت پی اس ان ٣ دلاری قابلیت اجرای کارتریج های سوپر نینتندو را هم داشت،گیفت کارت پی اس ان ٥ دلاری توسط سونی ساخته شد. اولین مدل این کنسول به صورت چند رسانه‌ای و چند منظوره طراحی شد. علاوه بر اجرای بازی‌های سوپر نینتندو، می‌توانست سی‌دی‌های صوتی و اطلاعات گرافیکی را بخوبی بخواند.گیفت کارت پی اس ان ١٠ دلاری با رایانه‌های شخصی هم سازگار بود. گیفت کارت پی اس ان ٢٠ دلاری مناسب در سال ۱۹۹۴ نوع دیگری از پلی‌استیشن با عنوان پی‌اِس‌ایکس عرضه شد که با گیفت کارت پی اس ان ٥٠ دلاری ارزان  بازی‌های سوپر نینتندو سازگار نبود و فقط بازی‌های مبتنی بر سی‌دی رام [CD-ROM] را اجرا می‌نمود. گیفت کارت پی اس ان ٦٠ دلاری این تصمیمات موجب شد پلی‌استیشن بهترین فروش در بین کنسول‌های نسل خود را داشته باشد و تا ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۸ بالغ بر ۱۰۲ میلیون دستگاه از آن به فروش برسند.گیفت کارت پی اس ان ٧٥ دلاری

گیفت کارت پی اس ان ١٠٠ دلاری

در این مطلب که توسط تیم پشتیبانی فروشگاه گیفتی  تهیه شده است نحوه استفاده از گیفت کارت پلی استیشن و همچنین نحوه خرید بازی پلی استیشن را به شما آموزش خواهیم داد .

ابتدا وارد سایت پلی استیشن به آدرس PlayStation.com شوید و سپس در صفحه باز شده منطقه یا Region آمریکا را انتخاب کنید:

خرید گیفت کارت پلی استیشن ٣ دلاری
خرید گیفت کارت پلی استیشن ٥ دلاری
خرید گیفت کارت پلی استیشن ١٠ دلاری
خرید گیفت کارت پلی استیشن ٢٠ دلاری
خرید گیفت کارت پلی استیشن ٥٠ دلاری
خرید گیفت کارت psn ٦٠ دلاری
خرید گیفت کارت پلی استیشن ٧٥ دلاری
خرید گیفت کارت پلی استیشن ١٠٠ دلاری

سپس وارد قسمت Sign In شوید و یوزنیم و پسورد خود را وارد کنیدخرید گیفت کارت پی اس ان ١٠ دلاری مناسب .در صورتی که تا هم اکنون اقدام به ساختن اکانت پلی استیشن نکرده اید بر روی گزینه Create An Account کلیک کنید و با وارد کردن مشخصات و اطلاعات آمریکا اکانت خود را بسازید.

خرید گیفت کارت پی اس ان ٢٠ دلاری ارزان

پس از وارد شدن به اکانت در قسمت My Acount وارد شوید و بر روی گزینه Add Wallet Founds کلیک کنید :

خرید انی گیفت کارت psn ٣ دلاری ارزان

سپس بر روی گزینه ی Use Prepaid Card کلیک کنید تا خرید گیفت کارت پلاس پلی استیشن به صفحه زیر منتقل شوید:

در نهایت کد ۱۲ رقمی خریداری شده از فروشگاه گیفتی را  خرید گیفت کارت psn ١٠ دلاری مناسب در این بخش وارد کنید تا حساب کاربری شما بر اساس مبلغ وارد شده شارژ شود. خرید گیفت پلی استیشن پلاس سه ماهه

همچنین شما میتوانید جهت ردیم کردن گیفت کارت پلی استیشن ارزان از بخش My Account  کنسول پلی استیشن  نیز اقدام کنید.

اگر میخواهید اکانت شما برای ریجن غیر از آمریکا باشد خرید گیفت کارت psn ٦٠ دلاری ( مثلا انگلیس یا مالزی یا امارات ) باید از گیفت کارت مخصوص آن کشور استفاده کنید که البته رایج نیستند خرید گیفت کارت psn ٧٥ دلاری .جهت تهیه این گیفت کارت مخصوص سایر ریجن  با پشتیبانی فروشگاه گیفتی تماس حاصل کنید تا کارتی مطمئن و با اسکن معتبر و با قیمتی مناسب در اختیار شما قرار دهیم. خرید گیفت کارت psn ١٠٠ دلاری



در صورت وجود هرگونه سوال در بخش نظرات مطرح کنید تا پاسخگوی شما باشیم

خرید گیفت کارت  پلی استیشن پلاس یک ساله

بازديد : 25 بار نظر دهيد! [ ]









بک لينک بک لينک
X
تبلیغات